سبک زندگی - سمیه رزبان https://srazban.ir یادداشت های من Fri, 15 Aug 2025 21:20:09 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.7.19 https://srazban.ir/wp-content/uploads/2025/01/cropped-لوگو-1-32x32.jpg سبک زندگی - سمیه رزبان https://srazban.ir 32 32 روایت من از جهانِ مستندسازی https://srazban.ir/2025/08/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%90-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c/ https://srazban.ir/2025/08/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%90-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c/#respond Fri, 15 Aug 2025 21:18:28 +0000 https://srazban.ir/?p=3522 همیشه به جستارها و روایت‌های اول‌شخص علاقه داشتم. شیفته آن لحظه‌ام که یک آدم دریچه‌ای به رویم باز می‌کند و از آن راه وارد جهانی تازه می‌شوم؛ جهانی که بعد…

The post روایت من از جهانِ مستندسازی first appeared on سمیه رزبان.

]]>
همیشه به جستارها و روایت‌های اول‌شخص علاقه داشتم. شیفته آن لحظه‌ام که یک آدم دریچه‌ای به رویم باز می‌کند و از آن راه وارد جهانی تازه می‌شوم؛ جهانی که بعد از آن، موضوع و روایتش را به گونه‌ای دیگر می‌بینم. از طرفی همیشه دوست داشتم ماجراها و گفت‌وگوها را ثبت کنم. غالباً در جمع همان کسی هستم که حواسش به جزئیات کوچک و بزرگ هست. مثلاً آرشیوی کامل از خواهرم دارم؛ از روز تولدش تا امروز، فیلم‌هایی که بارها برای دیگران پخش کرده و لذت برده است.

این علاقه‌ها در من بود تا اینکه با مدیای مستند آشنا شدم. در دوره‌ای که شرکت کردم، فیلم‌های مستند اجتماعی می‌دیدیم و درباره‌شان گفت‌وگو می‌کردیم. هر فیلم، جرقه‌ای تازه در ذهنم می‌زد و افقی جدید نشانم می‌داد. آنجا فهمیدم می‌شود به فیلم‌سازی و مستندسازی از زاویه‌ای دیگر نگاه کرد—نگاهی که از امید بلاغتی یاد گرفتم. فهمیدم فاصله‌ام از این دنیا آن‌قدر که گمان می‌کردم زیاد نیست. برای ساخت یک مستند جستار، نیازی نیست در حلقه‌های بسته و گاه غیرقابل نفوذ فیلم‌سازان حرفه‌ای جا باز کنم و به تجهیزات عجیب و غریبی دسترسی داشته باشم. همین کشف، بهم این جرات را داد که کار را شروع کنم.

اولین تجربه‌ام، رو‌به‌رو شدن با ترسی بود که سال‌ها با خودم حمل کرده بودم: مرگ و جایی که قرار است در آن دفن شوم. این سفر با دوربین، برایم فقط روایت یک دغدغه شخصی نبود؛ گره خورده بود به تاریخ خانوادگی‌ام، به عمویم که در جنگ ناپدید شد، به مادربزرگی که با امید جست‌وجو می‌کرد. آن پیوند میان هویت و تجربه زیسته، نقطه عزیمت من شد؛ جایی که فهمیدم مستندسازی، به همان اندازه که راهی برای روایت دیگری است، می‌تواند فرایندی برای کشف و واکاوی خودم باشد. این‌بار سراغ ترس عمیق و وجودی‌ام رفتم و گرچه دشوار بود، آن را شرح دادم.

در مسیر فیلم‌برداری، با آدم‌های مختلفی گفت‌وگو کردم و به روایت‌هایی برخوردم که شگفت‌انگیز بودند اما با موضوع اصلی مستندم ارتباط نداشتند. آن‌ها را پراکنده ثبت کردم تا بعدها به آن‌ها برگردم. همان‌جا به این باور رسیدم که زندگی یک شخص می‌تواند آینه‌ای برای دیدن سازوکارهای یک جهان بزرگ‌تر باشد. قصه یک زن روستایی مهاجر می‌تواند تاریخ مهاجرت، جنسیت و کار را در یک جامعه نشان دهد؛ حرف‌های یک نوجوانِ بی‌قرار و ناامید می‌تواند به فهم شبکه پیچیده‌ای از سیاست، فرهنگ و هویت کمک کند. این جذابیت مستند است: از یک روایت کوچک، می‌توان وارد دالان‌های وسیع شد.

میل به ثبت و انتقال حافظه جمعیِ من، در این مسیر پررنگ‌تر از همیشه شد. قصه‌هایی که به ظاهر کوچک‌اند، در واقع تکه‌هایی از حافظه یک جامعه‌اند؛ حافظه‌ای که اگر ضبط نشود، فردا گم می‌شوند و ردی از آن‌ها باقی نمی‌ماند. ثبت این تکه‌ها برایم شکلی از مراقبت است—خصوصا مراقبت از آنهایی که صدایشان شنیده نشده است. حالا در حال شکل دادن به روایت مستند بعدی‌ام هستم و امیدوارم از پس آن برآیم؛ روایتی که باز هم از یک نقطه شخصی آغاز می‌شود، اما به افقی جمعی گره خواهد خورد و ابعاد تاریخی و اجتماعی دارد.

The post روایت من از جهانِ مستندسازی first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2025/08/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%90-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c/feed/ 0
در باب تحصیلکرده بودن و مسئولیت پذیری https://srazban.ir/2024/04/%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c/ https://srazban.ir/2024/04/%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c/#respond Mon, 29 Apr 2024 20:11:25 +0000 https://somayerazban.ir/?p=3286 سال ۹۲ بود. به یک مصاحبه شغلی در شرکتی خصوصی دعوت شدم. دانشجوی سال دوم کارشناسی بودم و هیچ سابقه کاری نداشتم. این شرکت از طریق مهارت‌هایی که در صفحه…

The post در باب تحصیلکرده بودن و مسئولیت پذیری first appeared on سمیه رزبان.

]]>
سال ۹۲ بود. به یک مصاحبه شغلی در شرکتی خصوصی دعوت شدم. دانشجوی سال دوم کارشناسی بودم و هیچ سابقه کاری نداشتم. این شرکت از طریق مهارت‌هایی که در صفحه لینکدینم نوشته بودم از طریق سرچ مرا پیدا کرده بودند و به مصاحبه دعوتم کردند.

به شدت ذوق زده بودم و البته مضطرب. یعنی چه می پرسند؟ چطور برخورد کنم و چه بگویم که برایم بهتر باشد؟ سراغ گوگل رفتم. با یک فایل صوتی روبرو شدم. محمدرضا شعبانعلی در یک فایل صوتی توضیح داده بود که در مصاحبه‌های استخدامی باید چه نکاتی را رعایت کنیم. او را نمی‌شناختم ولی فایل را با تک تک سلول‌های بدنم شنیدم. دقیقا همان نکاتی بود که دنبالش بودم.

خاطرم هست روز مصاحبه در مسیر رفتن به شرکت، در شلوغی مترو هم داشتم برای آخرین بار فایل را می‌شنیدم و دیگر آن قدر آن‌ها را مرور کرده بودم که در ذهنم ثبت شده بود.

در مصاحبه دقیقا طبق همان نکات پیش رفتم. در مصاحبه‌های شغلی و تحصیلی دیگرم هم همچنان آن اصول را رعایت می‌کنم. مثلا یکی از این نکات آن بود که قدردانی‌تان را نسبت به مدیران قبلی خود نشان دهید و سر جلسه مصاحبه از نقض ها و تنش های کاری قبلی‌تان نگویید. نشان دهید که قدردان هستید و نسبت به مدیرانتان وفادارید. من که هیچ سابقه کاری نداشتم این اصل را تعمیم دادم به اساتیدم. در مصاحبه از دانشگاه و اساتیدم پرسیدند. چون شغل مورد نظر کاملا مرتبط با رشته ام بود و طبیعتا می‌خواستند درباره تحصیلم اطلاعات داشته باشند. با آنکه دلم از دانشگاه پر بود ولی بحث را سمت کلاس‌های خوب دو استادم بردم و از کار عملی جذابی که ترم قبل انجام دادیم مثال زدم و از آن استادم تعریف کردم. فکر می‌کنم همین یک بخش از چند جهت دیدگاه مثبتی در مدیر نیروی انسانی بوجود آورد.

نتیجه مصاحبه عالی بود. همانجا ازم قول گرفتند که ۳-۴ روز بعد برای کارکنانشان کارگاهی آموزشی برگزار کنم. کارکنانی که همه جوان هایی با تحصیلات بالاتر از من بودند. در آن کارگاه مهارتم را محک زدند و بعد به عنوان نیروی نیمه وقت نزدیک به یک سال آنجا کار کردم. به دست آوردن آن شغل برای من بعنوان دانشجوی سال دوم کارشناسی یک نقطه عطف مهم شد. دوستانی که پیدا کردم، مهارت‌هایی یاد گرفتم، منابع آموزشی که به آنها دسترسی پیدا کردم، همه ارزشمند بود.

محمدرضا شعبانعلی از آن زمان برای من فردی تحصیلکرده، متخصص و قابل احترام شد. کسی که می‌توانم از او مطالبی را یاد بگیرم که کمتر جایی پیدا می شود. آن هم انقدر چندجانبه و پخته.

+++

دیشب بین پادکست‌هایم می چرخیدم، موضوعی که دلم می‌خواست را پیدا نمی‌کردم. خاطرم آمد که هنوز چند محصول صوتی محمدرضا شعبانعلی را نشنیدم. فورا سرچ کردم «محصولات متمم» و «فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده» را خریدم و شروع کردم به گوش دادن. قصد داشتم بخش بخش در ۲-۳ روز۱۳۵ دقیقه صوت را بشنوم ولی آنقدر مطالب و مثال‌ها پرمایه و جذاب بود که ساعت یک و نیم شب شد، آخرین بخش را هم حین مسواک زدن پلی کردم و بلاخره خیالم آسوده شد.

در این مجموعه شعبانعلی ویژگی‌های یک فرد تحصیلکرده را مرور کرد. یکی از این ویژگی‌ها مسئولیت پذیری است. مسئولیت پذیری سه سطح دارد. سطح اول آن است که فرد تحصیلکرده سهم خودش را نسبت به جامعه و اطرافیانش می‌پذیرد و انگشت اشاره اش فقط سوی دیگران نیست.

او مثالی زد از فردی که به متمم ایمیل زده بود و گفته بود «کاش به جای مطالب علمی و نظریه ها، از مسائل و معضلات اجتماعی ایران مثل بی قانونی‌ها، فسادها و ریشه هایشان هم مطلب منتشر کنید.» سپس چند روز بعد این فرد ایمیل دیگری ارسال کرد و گفت: «ببخشید من چون مدیر هستم و مشغله بسیاری دارم، نمی توانم تمرین‌های درس‌های متمم را انجام دهد، لطف کنید محدودیت‌های درس ها را برای من باز کنید تا به همه مطالب دسترسی داشته باشم.» و به او پاسخ دادند که ریشه مشکلات جامعه ما مثل فسادها و بی قانونی ها دقیقا خودتی! همین فرایندگریزی‌ات. این که انتظار داری بخاطر جایگاهت فرایندها را طی نکنی و استثنا در نظر گرفته شوی. فساد دقیقا همین معنا را دارد. اگر مسئله شما کلی بود و نقد به  یک فرایند کلی داشتید می شد روی آن بحث کرد اما وقتی می‌خواهید شما استثنا در نظر گرفته شوید، یعنی پایین ترین سطح مسئولیت پذیری را هم ندارید و می خواهید یک پروسه را دور بزنید.

سطح دوم مسئولیت پذیری انجام اقدام عملی و جلوگیری کردن از تکرار آسیب‌ها و اشتباهات است. بعنوان مثال شما در گروهی نقشی به عهده دارید و نقصی در کارتان پیش آمده است. گام اول این است که بپذیرید کارتان درست نبوده و نقص داشته است اما گام بعدی آن است که دلایل آن را پیدا کنید و کمک کنید که آن مسئله دیگر تکرار نشود و از آن پیشگیری شود.

سطح سوم آن است که از وظایف فراتر روید. جایی که تعهدی ندارید و مسئولیتی ندارید هم کارتان را انجام دهید. بعنوان مثال شما پشتیبان  یک شرکت فنی هستید و فردی سوالی درباره سایت شخصی‌اش از شما می پرسد. وظیفه شما پاسخ دادن به این سوال نیست اما در عین حال هم تخصص شماست و هم دادن یک پاسخ کوتاه زمانی از شما نمی برد، اینکه اینجا پاسخ دهید می‌شود مسئولیت پذیری در سطح سوم.

کسانی در سطح سوم موفق هستند که مهارت همدلی بالایی دارند. این افراد شرایط دیگران را درک می کنند و خودشان را جای آن‌ها می گذارند و بدون چشم داشت فراتر از مسئولیتشان پیش می روند.

+++

انسان تحصیلکردهِ مسئولیت پذیر بودن چه دشوار است. این دسته بندی کمک می کند خودسنجی بهتری از عملکردمان داشته باشیم و اگر جایی خواستیم فرایندگریزی کنیم مچ خودمان را بگیریم و برعکس اگر جایی فراتر از تعهداتمان کاری انجام می دهیم بیشتر کیف کنیم! چون یک گام به آدم حسابی شدن نزدیک تر شده‌ایم. آدم حسابی‌هایی که مسئولیت پذیری را به انتها می‌رسانند و دغدغه آنها دیگر از مکان و مرزها و کمیات هم پیشی می گیرد. آنها دانه هایی را می کارند که سال ها انسان‌های زیادی از میوه‌هایش می‌خورند و پای سایه درختانش می‌نشینند.

همچنان از محمدرضا شعبانعلی می آموزم و قدردانش هستم. خوشحالم که در عصری زندگی می کنم که می توان از فردی چند صد کیلومتر دورتر طی چندین سال یاد بگیری بدون آنکه حتی یک بار او را دیده باشی و یا با او گفتگویی رد و بدل کرده باشی.

The post در باب تحصیلکرده بودن و مسئولیت پذیری first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2024/04/%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c/feed/ 0
چقدر باید در موضوعی تخصصی غرق شد؟ https://srazban.ir/2022/03/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b6%d9%88%d8%b9%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d8%ba%d8%b1%d9%82-%d8%b4%d8%af%d8%9f/ https://srazban.ir/2022/03/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b6%d9%88%d8%b9%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d8%ba%d8%b1%d9%82-%d8%b4%d8%af%d8%9f/#respond Fri, 04 Mar 2022 21:06:12 +0000 https://somayerazban.ir/?p=3180 گاهی بین الگو قرار دادن افراد متخصص یا افراد حکیم (کسانی که خردی محدود به یک حیطه ندارند) گرفتار می شویم. از طرفی افرادی گوشه ذهنمان می‌آیند که در رشته‌ای…

The post چقدر باید در موضوعی تخصصی غرق شد؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>
گاهی بین الگو قرار دادن افراد متخصص یا افراد حکیم (کسانی که خردی محدود به یک حیطه ندارند) گرفتار می شویم. از طرفی افرادی گوشه ذهنمان می‌آیند که در رشته‌ای مختصص هستند ولی در سایر موضوعات مهم نظراتی ناپخته، سطحی و منحرف‌کننده دارند و از طرفی می دانیم که بسیاری از دستاوردهای بشر حاصل متمرکز شدن انسان‌هایی روی موضوعاتی خاص بوده است.

از یک طرف می‌دانیم که افراد متخصص مورد احترام اجتماع بوده و هستند و از طرفی دیگر شنیده‌ایم که یکی از عواملی که باعث بروز خلاقیت می شود پرسه زدن در حیطه‌ها و موضوعات متعدد است. با چنین بستر غنی و متنوعی می‌توانیم مسائل را ترکیب کنیم و به دیدگاهی خلاقانه دست پیدا کنیم.با این چالش و شاید بتوان گفت تناقض‌ها چه کنیم؟ چگونه می‌توانیم در عصر تخصص‌ها جایگاه حرفه‌ای خوبی داشته باشیم و از طرفی دیگر در مرداب تک‌بعدی بودن گرفتار نشویم؟

پاسخ به این چالش‌ها بسیار مفصل است و اتفاقا منابع خوبی در این زمینه وجود دارد. مثلا کتاب گستره (Range) اثر دیوید اپستین که با نام های دیگری هم در ایران ترجمه شده است. مطالعه این کتاب به سوالات مهمی که مدتی بود گوشه ذهنم مانده بود، پاسخ داد و مطالعه‌اش را پیشنهاد می‌دهم.

اما در مجموع از مطالعه کتاب‌هایی از این دست، مطالعه مصاحبه افراد صاحب سبک و همچنین گفتگو با دوستانم در مورد این چالش برای خودم به یک مدل رسیدم. در این مدل شما یک پروژه را به عنوان پروژه اصلی زندگی‌ات تعریف می‌کنی، اما مطالعات غیرمرتبط در سایر رشته ها را نیز پیش ببری. منظور از پروژه اصلی و مطالعات غیرمرتبط را بیشتر باز می‌کنم.

پروژه اصلی زندگی آن شیرازه‌ای است که صفحات مختلف زندگی تحصیلی و شغلی‌ات را به هم متصل می کند و تبدیل به رسالتت می شود و حتی بعد از مدتی جز هویتت می شود و کار روی آن را جزئی از خودت می دانی.

این پروژه باید ۴ ویژگی داشته باشد:

۱) خاص و در حیطه تخصص و رشته ات باشد.

۲) در آن حیطه ارتباطاتی داشته باشی و سرچشمه‌های آن را بشناسی. یعنی افراد معتبری که چه در گذشته چه در زمان حال به طور ویژه روی آن موضوع، فعالیت منسجم و علمی انجام داده اند.

۳) موضوع دغدغه شخصی خودت باشد و از دل یک مسئله واقعی که آن را زیسته‌ای بیرون آمده باشد. ۴) در عین جزئی و تخصصی بودن، فضایی داشته باشد که بتوانی چند دهه درباره آن بخوانی و بنویسی و کار کنی.

پروژه اصلی بخش زیادی از منابع ما را درگیر می کند اما قرار نیست تماما در آن غرق شویم، چون در این صورت دچار زیست تک بعدی می شویم. فرض کنید متخصصی که فلسفه نمی‌داند و نگاهی جهان شمول به مسائل ندارد، اساسا سراغ مسئله‌های اشتباه می رود، او در واقع به هدف نمی زند بلکه در حاشیه پیش می رود و نمی تواند دستاوردی ماندگار برای خودش و جامعه داشته باشد.

متخصصی که با علوم سیاسی و جامعه شناسی بیگانه است، نمی تواند مسائل جامعه را تشخیص دهد، متخصصی که با روانشناسی و عصب شناسی آشنایی ندارد چطور می تواند اثری تاثرگذار خلق کند؟ به حیطه‌های مختلف مثل ادبیات، تاریخ، علوم پزشکی، تغذیه، علوم پایه و غیره نیز می‌توان از این زاویه نگاه کرد. قرار نیست ما در همه این حیطه ها متخصص شویم و به خودمان اجازه اظهار نظر در اجتماع را دهیم، اما نیاز است با دیدگاه‌های علمی و پیشینه علوم مختلف آشنایی نسبی داشته باشیم تا حداقل به سوالات اساسی شخصی‌مان پاسخی درخور دهیم.

اجازه دهیم شوق یادگیری‌مان در حیطه‌های مختلف زنده بماند و پیش رود. مطلوب است که این مطالعه هم در موضوعات اساسی مثل فلسفه باشد، هم در حیطه های هم جوار با پروژه اصلی‌مان، هم در علوم روز و کاربردی که با آنها در زندگی روزمره مواجه هستیم. اگر این جستجوگری در حیطه‌های مختلف را حذف کنیم، ابتکار را از دست می دهیم، حتی تبدیل به متخصصی می‌شویم که نگرش عمیقی نسبت به موضوع ندارد و بسیار کسل‌کننده است.

این مطالعات به بهبود پروژه تخصصی‌مان نیز کمک می‌کند. بعنوان مثال یکی از مهارت‌های مهم متخصصینِ تاثیرگذار آن است که حین ارائه دیدگاهشان از تمثیل‌ها و استعاره هایی نوآورانه استفاده می‌کنند. استفاده از این تمثیل‌ها به مخاطب کمک می کند زوایای جدیدی از موضوع را ببیند، آن را تجسم کند و در نتیجه بهتر آن را به ذهن بسپارد. فقط متخصصی که در حیطه‌های مختلف پرسه زده است این توانایی را دارد. یا فرض کنید افرادی که حین ارائه دیدگاهشان از اشعار یا حکایت های کلاسیک استفاده می کنند، چقدر بهتر می‌توانند آنچه در ذهنشان است را منتقل کنند و موضوعات را شیرین تر ارائه دهند.

تعادل بین پروژه اصلی و مطالعات متفرقه مسئله ای حیاتی است. محمدرضا شعبانعلی در یکی از پست های اینستاگرامش بسیار شیوا به این مسئله اشاره کرد: «به عنوان معیاری شخصی و خودآموخته، در ارزیابی دیگران به این نکته توجه می‌کنم که خارج از قلمرو اصلی تخصص‌شان چگونه فکر می‌کنند. چه می‌بینند و چه می‌گویند. چون بلاخره ناپخته‌ترین فردها و ناکارآمدترین ذهن‌ها هم بعد از سال‌ها فعالیت در یک حوزه آن قدر می‌خوانند و می‌شنوند و تکرار می‌کنند که ممکن است برای چند دقیقه یا چند ساعت، با تکرار همان حرف‌ها، تصویری از فردی عمیق و پخته در ذهن ما بسازند. پای لنگ ذهن را وقتی از قلمرو تخصصی‌اش خارج می‌شود، راحت‌تر می‌توان دید و تشخیص داد.»

The post چقدر باید در موضوعی تخصصی غرق شد؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2022/03/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b6%d9%88%d8%b9%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d8%ba%d8%b1%d9%82-%d8%b4%d8%af%d8%9f/feed/ 0
چرا درگیر عوامل حواس‌پرت کن می‌شویم؟ https://srazban.ir/2021/08/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3%e2%80%8c%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/ https://srazban.ir/2021/08/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3%e2%80%8c%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#respond Sun, 08 Aug 2021 19:40:50 +0000 https://somayerazban.ir/?p=3052   گوته نویسنده و فیلسوف آلمانی می‌گوید: «اگر بگویی چطور وقتت را می‌گذرانی، می‌توانم بگویم بعدازاین چه اتفاقی برایت می‌افتد!» خیلی هم عجیب نیست، نه؟ منطقی است. چیزی که امروز…

The post چرا درگیر عوامل حواس‌پرت کن می‌شویم؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>
 

گوته نویسنده و فیلسوف آلمانی می‌گوید: «اگر بگویی چطور وقتت را می‌گذرانی، می‌توانم بگویم بعدازاین چه اتفاقی برایت می‌افتد!»

خیلی هم عجیب نیست، نه؟ منطقی است. چیزی که امروز می‌کاریم را فردا درو می‌کنیم.

این دست ضرب‌المثل‌ها و جملات را زیاد خوانده و شنیده‌ایم و شاید به نظرمان کلیشه‌ای هم باشند، اما مفهوم آنها کمتر تبدیل به باورمان شده است. ما معمولاً برای دارایی‌های مادی‌مان ارزش زیادی قائل هستیم و آنها را در جایی دست‌نیافتنی پنهان می‌کنیم و دائم مراقبشان هستیم. اما زمان که مهم‌ترین دارایی‌مان است را راحت هدر می‌دهیم و نسبت به آن مسئولانه رفتار نمی‌کنیم.

ساعت‌ها غرق در تلف کردن وقت می‌شویم. اما به نظرتان چرا این اتفاق میفتد؟

یک ریشه مهم این غرق شدن در حواس‌پرتی و فعالیت‌های بیهوده آن است که ما به ارزش‌هایمان پایبند نمی‌مانیم و به‌اندازه کافی برای آنها وقت نمی‌گذاریم. نتیجه می‌شود یک احساس سرخوردگی و شوم. حالا برای فرار از این حس تلخ و نارضایتی‌مان پناه می‌بریم به عوامل حواس‌پرت کن.

به‌سرعت در یک گرداب فرومی‌رویم و این چرخه را ادامه می‌دهیم. به‌جای آن که روی حل مسئله تمرکز کنیم پناه می‌بریم به کارهایی که هیچ حس لذت ماندگاری برای ما ندارند و بلافاصله بعد از انجام آن خودمان را سرزنش می‌کنیم و حس بدی پیدا می‌کنیم.

چگونه می‌توانیم از این گرداب خودمان را بیرون بکشیم؟

در یک جمله اگر بخواهم بگویم: تمرکز روی ارزش‌های زندگی‌مان و برنامه‌ریزی برای صرف وقت برای آنها.

درباره ارزش‌ها اندیشمندان زیادی صحبت کردند اما نیر ایال و جولی لی دسته‌بندی بسیار گویا و ساده‌ای ارائه کردند که راهگشاست. در این دسته‌بندی همه ارزش‌های ما به سه قلمرو زندگی‌مان برمی‌گردد:

سه قلمرو اصلی ارزش های ما
سه قلمرو اصلی ارزش های ما

 

برای آنکه ارزش‌هایمان در این سه قلمرو نابود نشوند باید برای هرکدام از آنها برنامه‌ریزی داشته باشیم. همان‌طور که پیداست مرکزیت این قلمروها خودمان هستیم. اگر حال خودمان خوب نباشد و برای رضایت خودمان وقت نگذاریم ممکن نیست که در روابط و کارمان احساس رضایت کنیم.

اگر برای ارزش‌هایمان در این سه قلمرو برنامه‌ریزی کنیم. برنامه‌هایی که واقع‌بینانه و مشخص باشند، دیگر به عوامل حواس‌پرت کن پناه نمی‌بریم. ساعت‌ها استوری دیدن، درگیر گیم شدن، شبکه‌های تلویزیون را عوض‌کردن و تمیزکردن وسواس‌گونه خانه را حتماً دیده‌اید یا تجربه کرده‌اید. این وقت تلف کردن‌های بی‌هدف غالباً از احساس نارضایتی‌مان حاصل می‌شود. نارضایتی‌مان از فاصله‌گرفتن از ارزش‌های سه قلمرو اصلی زندگی‌مان. اگر مراقب خودمان نباشیم و این دور باطل را قطع نکنیم ممکن است تا سر در این گرداب فرو رویم و گرفتار مشکلات جدی شویم.

 

خوب است برای خودمان این سه دایره را روی کاغذی بکشیم. سپس بنویسیم که در هر یک از این سه قلمرو چه ارزش‌هایی داریم و چگونه می‌توانیم به سمت این ارزش‌ها گام برداریم مثلاً در دایره مرکزی بنویسیم حالمان با انجام چه کاری خوب می‌شود؟ انجام یک کار هنری، ورزش، نوشتن، انتشار یک اثر، یوگا، طبیعت‌گردی، نگهداری از گیاهان و یا هر مورد دیگری.

سپس سراغ قلمرو دوم یعنی روابطمان برویم. چه ارزش‌هایی را باید در ارتباطاتمان در اولویت قرار بدهیم؟ چه کسانی را باید از دایره ارتباطی‌مان حذف کنیم تا آرامش بیشتری داشته باشیم و روی کدام ارتباطاتمان بیشترین سرمایه‌گذاری را انجام دهیم؟ بعد از آن کارمان را زیر ذره‌بین قرار دهیم، ارزش‌های اصلی‌مان در کار چیست؟ از چه چیزی بیشتر احساس رضایت می‌کنیم؟ درآمد، ارزش‌آفرینی، سلامت روان، ساعت کاری و غیره. اگر طبق ارزش‌هایمان پیش نیامدید باید مسئولانه برای آن فکر کنیم و شرایطمان را تغییر دهیم.

هیچگاه گیرافتادن در گرداب هدردادن وقت را سطحی نگاه نکنیم. این رفتار پیامد اتفاقات متعدد و درونیات به‌هم‌ریخته ماست که به این شکل بروز پیدا می‌کند.

 

 

 

The post چرا درگیر عوامل حواس‌پرت کن می‌شویم؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/08/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1%da%af%db%8c%d8%b1-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3%e2%80%8c%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/feed/ 0
چطور خوش شانس شویم! https://srazban.ir/2021/04/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/ https://srazban.ir/2021/04/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/#respond Tue, 27 Apr 2021 23:12:38 +0000 https://somayerazban.ir/?p=2993   در یکی از مقالاتی که سال گذشته منتشر کردم به این موضوع اشاره کردم که من از نظر برخی از نزدیکانم مثلاً همسرم فرد خوش‌شانسی هستم و خودم هم…

The post چطور خوش شانس شویم! first appeared on سمیه رزبان.

]]>
 

در یکی از مقالاتی که سال گذشته منتشر کردم به این موضوع اشاره کردم که من از نظر برخی از نزدیکانم مثلاً همسرم فرد خوش‌شانسی هستم و خودم هم باور دارم که خوش‌شانسم ولی دلیل آن را این می‌دانم که خودم را در معرض شانس قرار می‌دهم. در این مقاله می‌خواهم مفصل‌تر به این موضوع بپردازم.

شاید موضوعی مثل شانس برایتان یک موضوع چیپ و سطحی باشد اما چیزی که جالب است این است که شانس هم یکی از موضوعاتی است که روی آن پژوهش انجام شده است و حتی در این حیطه ما افرادی را داریم که متخصص شانس‌اند!

یکی از این افراد ریچارد وایزمن است، رشته او روان‌شناسی است و در دانشگاه هرتفوردشایر در بریتانیا تدریس می‌کند وایزمن را برخی «روان‌شناس شانس» می‌نامند. چون او بیشتر از ده سال است که روی موضوع شانس تمرکز کرده است.

وایزمن می‌گوید تحقیقات من روی صدها فرد خوش‌شانس و بدشانس نشان داده است که هر کس این امکان را دارد که تا حدی شانس خود را افزایش دهد. افراد بدشانس می‌توانند، خوش‌شانس شوند و افراد خوش‌شانس، خوش‌شانس‌تر.

شانس یک شرایط جادویی یا تصادفی نیست و کاملاً تحت تأثیر نحوه تفکر و رفتار ماست.

من هم با وایزمن موافقم و فکر می‌کنم ما به طرق مختلف می‌توانیم شانس خود را در زمینه‌های مختلف بالا ببریم البته با این تعریف که شانس را یک نگرش بدانیم، نگرشی که منجر به عمل‌ها و عکس‌العمل‌هایی در ما می‌شود.

در ادامه به ۹ راهکاری اشاره می‌کنم که فکر می‌کنم مهم‌ترین راهکارها برای افزایش شانس ما هستند:

 

۱) فرصت‌های تازه ایجاد کنید.

در دنیای امروز که همه ما می‌توانیم به‌راحتی و رایگان رسانه خود را ایجاد کنیم، ایجاد فرصت آسان‌تر شده است. من فکر می‌کنم بهترین روش برای ساختن فرصت‌های جدید و ناب آن است که رسانه شخصی خودمان را ایجاد کنیم و پیشینه، علایق و دغدغه‌هایمان را به اشتراک بگذاریم.

این رسانه، ما را رشد می‌دهد و اگر خودمان را به این بهانه در مسیر رشد قرار دهیم مانند یک آهنربایی خواهیم شد که فرصت‌ها را جذب خواهیم کرد. کسانی که خودشان را خوش‌شانس می‌دانند این توانایی را دارند که به‌موقع فرصت‌های جدیدی را ایجاد کنند، آن‌ها ذهنشان نسبت به فرصت‌های جدید باز است و به استقبال فرصت‌ها می‌روند.

وایزمن می‎گوید: ” افراد بدشانس به برنامه یکنواخت خود عادت کرده‎اند و نه تنها به دنبال ایجاد فرصت‌ها نیستند بلکه اگر فرصتی برایشان پیش بیاید، از رفتن به سمت آن می‎ترسند.”

 

۲) شکرگزار باشید و درباره خوش‌شانسی‌هایتان بنویسید.

یک دفتر یادداشت بردارید و لیستی از خوش‌شانسی‌هایتان را بنویسید. یکی از ویژگی‌های مشترک همه افراد خوش‌شانس این است که شکرگزارند و به چیزهای مثبتی که در اختیار دارند، فکر می‌کنند.

همین‌الان قبل از مطالعه ادامه مقاله کمی توقف کنید و به ۵ چیزی فکر کنید که دلیل خوش‌شانسی‌تان است. این سؤال را از نزدیکانتان هم بپرسید. پاسخ‌های جالبی خواهید شنید و حس مثبتی ایجاد می‌شود.

 

۳) شبکه‌سازی کنید.

افراد خوش‌شانس از تعامل با افراد جدید استقبال می‌کنند. هرچقدر با افراد بیشتری تعامل داشته باشیم احتمال آن که ملاقات‌هایی را تجربه کنیم که برایمان سرنوشت‌ساز و سازنده باشند بیشتر می‌شود.

برای این کار نیازی نیست کار عجیبی انجام دهیم کافی است در جمع‌های مختلف سر صحبت را باز کنیم و درباره دغدغه‌هایمان بگوییم و به‌دقت گوش دهیم، کافی است در زمینه کاری‌مان به دنبال افراد باتجربه و خلاق باشیم و کار آن‌ها را دنبال کنیم و فرصت‌هایی را برای تعامل با آنها ایجاد کنیم.

ایجاد تعامل در عصر تکنولوژی بسیار آسان است. بدون محدودیت‌های زمانی و مکانی می‌توانیم هوشمندانه با متخصص‌ترین افراد در حیطه کاری‌مان تعامل داشته باشیم، کافی است اهمیت شبکه‌سازی را درک کرده باشیم تا بتوانیم شانسمان را از این طریق بالا ببریم.

 

۴) قدرت طنز را در خودتان پرورش دهید!

زندگی بدون طنز مثل راندن پرایدی با کمک‌فنر خراب در یک جاده ناهموار است! تمام پستی‌ها و بلندی‌ها شما را از جا بلند می‌کند. نگاه طنزآلود را تمرین کنیم، بدشانسی‌هایمان را بهانه‌ای کنیم برای شوخ‌طبعی و با این روش اثر بد آنها را کم کنیم.

 

۵) به پدیده‌ها و اتفاقات نگاه صفر و یک نداشته باشید.

افراد خوش‌شانس به‌راحتی یک برچسب خوب یا بد روی اتفاقات و تصمیم‌هایشان نمی‌زنند. آنها این موضوع را درک کرده‌اند که هر اتفاق و تصمیمی پیامدهای نسبی دارد؛ بنابراین نه به‌خاطر چیزی دائماً خود و دیگران را سرزنش می‌کنند و نه از یک اتفاق خوشایند آن‌قدر سرمست می‌شوند که حرکتشان متوقف شود و گرفتار غرور شوند.

آنها تلاش می‌کنند معقول‌ترین تصمیم را بگیرند و از حداکثر ظرفیتشان برای کنترل شرایط استفاده کنند ولی نهایتاً به این اصل واقف‌اند که ممکن است تصمیمشان درست نباشد یا متغیرهایی در محیط را نتوانند کنترل کنند.

 

۶) سخت تلاش کنید ولی نه بدون وقفه!

افراد بدشانس یا تلاش نمی‌کنند یا به شدت سخت تلاش می‌کنند و فقط به امید روزهایی طلایی که نتیجه تلاش‌هایشان به ثمر بنشیند بی‌وقفه کار می‌کنند ولی افراد خوش‌شانس زندگی را فرصتی برای رشد می‌دانند و می‌دانند که رشد یک مقصد نیست بلکه یک مسیر است. مسیری که باید گاهی در آن وقفه‌هایی ایجاد کنند و خودشان را از لذت‌های کوچک آن محروم نکنند. این وقفه می‌تواند بسیار کوچک و جزئی باشد اما تأثیر شگرفی بر ایجاد حس مثبت به فعالیت و در نتیجه بالابردن شانس ما دارد.

 

۷) بخشنده باشید و به دیگران کمک کنید.

افراد خوش‌شانس نگاه بلندمدت دارند، به همین خاطر در ابعاد مختلف زندگی‌شان تلاش می‌کنند تا جایی که برایشان ممکن است به دیگران کمک کنند. آنها برای عمیق شدن ارتباطاتشان تلاش می‌کنند و نسبت به دیگران بی‌تفاوت نیستند. ولی افراد بدشانس غالباً غر می‌زنند و اگر کمکی هم در حق دیگران انجام دهند و مقابل آن چیزی دریافت نکنند، گوش عالم را کر می‌کنند و همه‌جا از بخشندگی بی‌حاصلشان حرف می‌زنند.

 

شاید این مقاله را دوست داشته باشید:
بخشندگی در محیط کار از نگاه آدام گرنت

 

۸) درباره خوش‌شانسی‌هایتان حرف بزنید.

غالباً ما استاد حرف‌زدن از بدشانسی‌هایمان هستیم. گاهی در مکالماتمان خود را در یک ماراتونی قرار می‌دهیم که تا به‌طرف مقابلمان ثابت نکنیم ما بدبخت‌تر و بدشانس‌تر هستیم دست از تلاش برنمی‌داریم. این ویژگی شاخص افراد بدشانس است. آن‌ها ناخودآگاه به دنبال اتفاقات بد هستند تا در ماراتون بدی موارد جدیدی را رو کنند!

بدشانس‌ها آدم‌های شبیه خودشان را هم جذب می‌کنند، چراکه می‌توان ساعت‌ها آن‌ها را به حال خود رها کرد تا از بدبختی‌هایشان بگویند.

در حالی که افراد خوش‌شانس برعکس‌اند، آنها درباره جنبه‌های مثبت و موفقیت‌هایشان با دیگران صحبت می‌کنند و اتفاقات خوب را هرچند کوچک، بارها در ذهنشان مرور می‌کنند.

یک فکر سمی که در فرهنگ ما رسوخ کرده است آن است که فکر می‌کنیم اگر از اتفاقات خوب بگوییم، چشم می‌خوریم! برای این استدلال دیگر حرفی ندارم!

 

۹) لبخند بزنید!

شاید این راهکار به نظرتان بسیار شعاری برسد اما این نکته را از وایزمن وام می‌گیرم، او در کتابش می‌گوید: صورتتان شگفت انگیزه است. از ۲۲ جفت ماهیچه تشکیل شده است که به پوستتان حرکت می‌دهند و صورتی را می‌سازند که می‌تواند بیش از ۱۰ هزار حالت را نشان دهند. ولی فقط یکی از این حالات است که در تمامی فرهنگ‌ها فوراً قابل تشخیص است و این قدرت را دارد که شما و افراد اطرافتان را فوراً خوشحال کند.

«لبخندتان»

تحقیقات نشان می‌دهند که افراد خوش‌شانس ۳۷ درصد بیشتر از افراد بدشانس در طول روز لبخند می‌زنند. امتحان کنید.

 

راهکار دهم را شما بگویید، به نظرتان خوش‌شانس‌ها از چه ترفند دیگری برای خوش‌شانس‌تر شدن استفاده می‌کنند؟

 

The post چطور خوش شانس شویم! first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/04/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/feed/ 0
بخشندگی در محیط کار از نگاه آدام گرنت https://srazban.ir/2021/04/%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d9%86%d8%aa/ https://srazban.ir/2021/04/%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d9%86%d8%aa/#respond Sat, 24 Apr 2021 12:57:40 +0000 https://somayerazban.ir/?p=2977 امکان ندارد وارد فضای کاری شوید و ذهنتان درگیر این نشود که در تعاملتان با همکاران باید چگونه برخورد کنید. چقدر باید محتاطانه برخورد کنید و چقدر باید سخاتمندانه و…

The post بخشندگی در محیط کار از نگاه آدام گرنت first appeared on سمیه رزبان.

]]>
امکان ندارد وارد فضای کاری شوید و ذهنتان درگیر این نشود که در تعاملتان با همکاران باید چگونه برخورد کنید. چقدر باید محتاطانه برخورد کنید و چقدر باید سخاتمندانه و صمیمی باشید. از ۸ سال پیش که برای اولین بار وارد یک فضای کاری جدی شدم دائم این سوالات در ذهنم نقش می بندند.

پیشنهاد برخی از افراد باتجربه همیشه این بود که طبق اصل «دوری و دوستی» رفتار کن و به هیچکس اطلاعاتی بیش از آنچه که ضروریست را نگو و آموخته هایت را به راحتی در اختیار افراد دیگر قرار نده چون ممکن است موقعیت تو را به خطر بیاندازند.

و عده را هم میدیدم که طبق این اصل پیش نمی رفتند، سخاوتمندانه منابعشان را با دیگران به اشتراک می گذاشتند، احساس همدردی قوی ای با همکاران داشتند و همیشه برای کمک کردن به دیگران پیشقدم بودند، ولی در عین کار از نظر کاری هم موفق بودند چون از نظر مدیر شرکت و همکاران فردی شریف و بااخلاق بودند.

از آن موقع تا اکنون که با تیمی از متخصصین آموزش همکاری دارم این سوالات همیشه گوشه ذهنم بوده و به جواب هایی هم برای خودم رسیده ام. اما دیشب در کتاب آدام گرنت به جوابی برای سوالم برخوردم که خواب از سرم پراند و مرا دقایق زیادی درگیر مطالعه و حلاجی کردن این مطالب کرد.

دلم نیامد این نکته بسیار ژرف و متفاوت را بازنویسی نکنم و این مقاله شد بازنویسی من از بخش هایی از فصل اول کتاب «بده و بستان؛ رویکردی انقلابی به موفقیت» البته با اندکی تغییر. برویم سراغ کتاب…

کتاب بده و بستان

***

 

عقل سلیم می گوید افراد بسیار موفق سه ویژگی مشترک دارند: انگیزه، توانایی و فرصت. اگر می خواهیم موفق شویم باید ترکیبی از سخت کوشی، استعداد و خوش شانسی را داشته باشیم.

اما مولفه بسیار مهمی که اغلب نادیده گرفته می شود آن است که موفقیت شدیدا به تعامل ما با دیگران بستگی دارد. هر بار که با فردی تعامل داریم باید دست به یک انتخاب بزنیم: آیا می خواهیم تا جایی که می توانیم ارزش ها و سودها را از آن خود کنیم؟ یا بدون نگرانی از آنچه در مقابل دریافت می کنیم، در ارزش آفرینی مشارکت می کنیم؟

 

آدام گرنت در این کتاب می گوید: به عنوان یک روانشناس سازمانی و استاد دانشگاه وارتون، بیش از ده سال از زندگی حرفه ایم را صرف مطالعه این انتخاب ها در سازمان های مختلف، از گوگل گرفته تا نیروی هوایی آمریکا کردم و برایم محرز شد که اثرات شگرفی در موفقیت دارند. در طول سه دهه گذشته در مجموعه ای از مطالعات پیشگامانه، دانشمندان علوم اجتماعی دریافتند که افراد از نظر اولویت هایشان در تعامل با دیگران (ترکیب مطلوبشان از بده و بستان) شدیدا با هم فرق دارند.

برای روشن تر کردن این اولویت ها اجازه دهید شما را با سه دسته از افراد که دراین طیف قرار می گیرند آشنا کنم:

 

۱)  گیرنده ها: این دسته از افراد یک ویژگی متمایز دارند، آنها دوست دارند بیشتر بگیرند تا ببخشند. آن ها تعادل رابطه متقابل را به نفع خودشان بهم می زنند و منافع خود را بر نیازهای دیگران مقدم می دانند.

گیرنده ها معتقدند که دنیا جای رقابت است. جایی که اگر نخوری، خورده می شوی. آنها فکر می کنند برای موفق شدن باید بهتر از دیگران باشند و برای اثبات صلاحیت هایشان خودستایی می کنند.

آنها قبل از انجام کاری باید مطمئن شوند که اعتبار زیادی بابت تلاش هایشان به دست می آورند. گیرنده های معمولی افرادی بی رحم یا سفاک نیستند، بلکه فقط محتاط و مراقب خود هستند چون فکر می کنند اگر هوای خودشان را نداشته باشند هیچکس هوای آنها را نخواهد داشت.

 

۲)  بخشنده ها: این گروه در محل کار معمولا کمیابند. آنها کفه ترازوی روابط متقابل را به سمت طرف مقابل خم می کنند و ترجیح می دهند بیشتر از آنکه بگیرند، ببخشند.

برخلاف گیرنده ها، بخشنده ها دیگرخواهند و بیشتر روی این که دیگران چه نیازی به آنها دارند، تمرکز می کنند.

اگر در محیط کار، بخشنده باشید سعی می کنید در به اشتراک گذاشتن وقت، انرژی، دانش، مهارت ها، ایده ها و ارتباطاتتان با دیگرانی که می توانند از آنها بهره مند شوند سخاوتمند باشید.

شاید فکر کنید که عنوان بخشنده لایق ابرقهرمان هایی مثل مادرترزا یا گاندی است اما بخشنده بودن به فداکاری های فوق العاده نیازی ندارد. بخشنده بودن فقط مستلزم تمرکز روی کار کردن در جهت منافع دیگران است. یعنی انجام کارهایی مثل کمک کردن، مشاوره دادن، اعتبار بخشیدن یا برقراری رابطه با دیگران.

 

۳)  برابری طلب ها: از نظر حرفه ای تعداد کمی از ما به طور کامل مثل گیرنده ها یا بخشنده ها رفتار می کنیم و معمولا در دسته سوم قرار داریم، یعنی برابر طلب هستیم و سعی می کنیم تعادلی بین بخشیدن و گرفتن ایجاد کنیم.

این گروه براساس اصل انصاف عمل می کنند. آنها وقتی به دیگران کمک می کنند انتظار دارند دیگران نیز به آنها کمک کنند. در واقع آن ها به اصل «این به آن در» اعتقاد دارند.

 

بنابراین بخشیدن، گرفتن و برابرطلب بودن سه سبک اساسی تعامل اجتماعی است. اما مرز بین آنها مشخص و قابل دیدن نیست. ممکن است شما در یکی از نقش هایتان بخشنده باشید ولی در نقش دیگری گیرنده باشید. یا در موقعیت های مختلف از یک سبک وارد سبک دیگری شوید.

 

پس سوالی که وجود دارد این است که کدام یک از دسته ها در محیط های کاری موفقیت های بیشتری را از آن خود می کنند؟

یه لحاظ حرفه ای هر سه سبک مزایا و معایب خاص خود را دارند. اما یک سبک وجود دارد که هزینه بَرتر از دوتای دیگر است.

احتمالا پیشبینی می کنید که بخشنده ها به بدترین نتایج دست می یابند، شاید حق با شما باشد. تحقیقات نشان می دهند که بخشنده ها در قعر نردبان موفقت قرار می گیرند. در طیف وسیعی از مشاغل مهم، بخشنده ها دست پایین را دارند. آنها باعث پیشرفت دیگران می شوند اما موفقیت خود را در این راه قربانی می کنند.

حتی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد بخشنده ها در مقایسه با گیرنده ها، به طور متوسط ۱۴ درصد پول کمتری دریافت می کنند و دو برابر بیشتر در معرض خطر قربانی جنایت شدن قرار دارند و به میزان ۲۲ درصد تصور می شود که ضعیف تر و مغلوب ترند.

حال اگر بخشنده ها در قعر نردبان موفقیت قرار دارند، پس کدام گروه در صدر این نردبان قرار دارند؟

 

هیچکدام! وقتی که یکبار دیگر داده هایم را نگاه کردم. الگوی شگفت انگیزی را کشف کردم: در صدر هم بخشنده ها قرار دارند!

مثلا اکثر مهندسین بخشنده جز کم بهره ترین مهندسان اند اما وقتی به مهندسان دارای بیشترین میزان بهره وری نگاه می کنیم. شواهد نشان می دهنند آنها نیز جز بخشنده ها هستند.

 

تحقیقات نشان می دهد بهترین و بدترین نتایج به بخشنده ها تعلق دارد و گیرنده ها و برابرطلب ها اغلب در وسط قرار می گیرند. این الگو در زمینه های مختلف صدق می کند.

 

نتیجه آن که شاید بسیاری از ما تصور کنیم که بخشنده ها بی عرضه و پخمه اند، اما باید بدانیم که برخی از آنها به طرزی باورنکردی موفق هستند.

این دسته از بخشنده ها استراتژی های هوشمندانه ای برای بخشندگی خود دارند و روند مرسوم اول موفق شو سپس بخشنده باش را معکوس می کنند و به ما نشان می دهند کسانی که اول می بخشند، اغلب در موقعیت بهتری برای موفق شدن در آینده قرار می گیرند.

 

 

 

The post بخشندگی در محیط کار از نگاه آدام گرنت first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/04/%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d9%86%d8%aa/feed/ 0
راز عمرِ طولانی در پژوهش جولین هولت https://srazban.ir/2021/04/%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%85%d8%b1%d9%90-%d8%b7%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d8%b4-%d8%ac%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%87%d9%88%d9%84%d8%aa/ https://srazban.ir/2021/04/%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%85%d8%b1%d9%90-%d8%b7%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d8%b4-%d8%ac%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%87%d9%88%d9%84%d8%aa/#comments Thu, 08 Apr 2021 12:18:13 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2712 منظور از تعاملات اجتماعی که رتبه اول را از آن خود کرده است، یعنی مهم‌ترین عامل داشتن عمری طولانی (صدسال به بالا) است همه ارتباطاتی است که ما در طول روزمره با افراد مختلف داریم، از احوالپرسی با پستچی محله‌مان گرفته تا افرادی که در گروه کتاب‌خوانی‌مان هفته‌ای یکبار با هم‌صحبت می‌کنیم. پس منظور از این فاکتور ارتباطات عمیق نیست بلکه شامل همه ارتباطات سطحی و عمیق ما می‌شود.

The post راز عمرِ طولانی در پژوهش جولین هولت first appeared on سمیه رزبان.

]]>

جولین هولت لسنتند استاد روان‌شناسی و علوم اعصاب دانشگاه بریگام یانگ یک تحقیق طولی مفصل روی ده‌ها هزار میان‌سال انجام داد. او تمام عادت‌های آزمودنی‌ها را ثبت کرد.

این فاکتورها عبارت بودند از فعالیت جسمی، عادات غذایی، وضعیت تأهل، مصرف الکل و سیگار، میزان مراجعه به دکتر و غیره.

پس از بررسی این فاکتورها او و همکارانش ۷ سال صبر کردند تا ببینند کدام‌یک از این میان‌سالان زنده می‌مانند.

سؤال این بود که چه چیزهایی شانس مردن آن‌ها را کم کرده بود؟

در تصویر زیر خلاصه‌ای از یافته‌های این پژوهش را مشاهده می‌کنید:

.

ترتیب این عوامل دور از انتظار من بود، شما را نمی‌دانم! مثلاً تصور می‌کردم فعالیت بدنی و وزن متناسب در سه آیتم اول باشد و تعاملات اجتماعی جایگاه سوم یا چهارم را داشته باشد. اما این پژوهش نشان می‌دهد که این‌طور نیست.

منظور از تعاملات اجتماعی که رتبه اول را از آن خود کرده است، یعنی مهم‌ترین عامل داشتن عمری طولانی (صدسال به بالا) است همه ارتباطاتی است که ما در طول روزمره با افراد مختلف داریم، از احوالپرسی با پستچی محله‌مان گرفته تا افرادی که در گروه کتاب‌خوانی‌مان هفته‌ای یکبار با هم‌صحبت می‌کنیم. پس منظور از این فاکتور ارتباطات عمیق نیست بلکه شامل همه ارتباطات سطحی و عمیق ما می‌شود.

شاید از کنار این تعاملات گذرا عبور کنیم ولی همان‌طور که می‌بینید تعیین‌کننده‌ترین عامل در داشتن طول عمر هستند. خیلی تأثیرگذارتر از ورزش، سلامت قلب و هوای پاک!

.

رتبه دوم ارتباطات با نزدیکان است، منظور از نزدیکان کسانی است که می‌توانیم روی آنها حساب کنیم. مثلاً اگر گرفتار مسئله‌ای شدیم یا پولی نیاز داشتیم بتوانیم از آنها کمک بگیریم. کسانی که حواسشان به شما هست مثلاً اگر مریض شوید به بیمارستان تماس می‌گیرند یا در شرایط بحرانی برای آنها درد و دل می‌کنید و همراه شما هستند. این دایره ارتباطی نزدیکان ما نقش تعیین‌کننده‌ای در طول عمرمان دارند.

.

.

The post راز عمرِ طولانی در پژوهش جولین هولت first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/04/%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%85%d8%b1%d9%90-%d8%b7%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d8%b4-%d8%ac%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%87%d9%88%d9%84%d8%aa/feed/ 2
۴ الگو برای دستیابی به خلاقیت https://srazban.ir/2021/01/4-%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/ https://srazban.ir/2021/01/4-%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/#respond Tue, 12 Jan 2021 19:06:55 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2341 پژوهشی جهانی انجام شده روی 5 هزار نفر و نشان داده شده است که تنها 25 درصد افراد باور دارند که می توانند توانایی های خلاقانه خود را عملی کنند.

The post ۴ الگو برای دستیابی به خلاقیت first appeared on سمیه رزبان.

]]>
غالبا ما تصور می کنیم که خلاقیت یک نبوغ منحصر به فرد و نیمه خودآگاه است که حالتی رازآلود و ماورایی دارد.

ولی این تصور کاملا اشتباه است. امروزه مطالعات علمی در دست داریم که نشان می دهد خلاقیت قابل یادگیری است و الگوهایی دارد که می توان با آن ها پیش رفت و نتیجه گرفت. ما می توانیم مثل نوابغ خلاق دنیا، ایده های بزرگ داشته باشیم و به سمت آنها برویم.

پژوهشی جهانی انجام شده روی ۵ هزار نفر و نشان داده شده است که تنها ۲۵ درصد افراد باور دارند که می توانند توانایی های خلاقانه خود را عملی کنند.

.

ساده ترین تعریف خلاقیت این است: «توانایی ساختن چیزی تازه که ارزشمند هم باشد.»

ارزشمند بودن موضوع مهمی است، یعنی صرفا اینکه شما چیزی متفاوت خلق کنید نشانه خلاقیت نیست بلکه باید گروه کوچک یا بزرگی هم محصول خلاقانه شما را مهم و مفید بدانند. پس نهایتا خلاق بودن موضوعی نسبی و اجتماعی است.

دیدگاه قدیمی درباره خلاقیت این است که باید منتظر باشیم تا در دل شلوغی های روزمره مان ناگهان ایده ای جدید به ذهنمان برسید. و این لحظات شگفت انگیز پیش بینی ناپذیرند: زیر دوش، در مترو، یا در یک جلسه.

این دیدگاه یک پیشینه تاریخی دارد، سالیان سال است ما حکایت هایی را می شویم که واقعیت ندارند. مثلا گفته می شود که موتزارت از ابتدا در زمینه ساخت قطعات موسیقی نابغه بوده است و تمام قطعه هایش را در ذهنش می ساخته است، در حالیکه اینطور نیست بسیاری از دست نویس های موتزارت به جا مانده و برای هر قطعه بارها و بارها طرح اولیه را می نوشته است.

یا گفته می شود موتزارت اولین قطعه اش را در هفده سالگی نوشته است، ولی آن طرف داستان گفته نمی شود که پدر موتزارت از سه سالگی به طور جدی و روزانه به او پیانو آموخت و جای تعجب نیست که بعد از ۱۴ سال تمرین روزانه و فشرده فردی به این درجه از تخصص برسد.

پس میبینیم حتی در موضوعاتی مثل موسیقی که تقریبا همه ما فکر می کنیم نیاز به استعدادی ذاتی، نبوغ و خلاقیتی خاص دارد هم این موضوع صدق نمی کند.

.

ما به چند دلیل تمایل به این باور داریم که خلاقیت امری رازآلود و ناگهانی است، اولین دلیل آن است که این پاسخی راحت است و مسئولیت را از گردن ما برمی دارد.

دوم آنکه ما درک درستی از کارکرد مغزمان نداریم، بیشتر توضیح می دهم. به زبان ساده نیم کره چپ ما مسئول پردازش منطقی است، مثلا وقتی ذهنمان درگیر حل یک مسئله ریاضی می شود، نیم کره چپ مغز فعال می شود. در اینجا ما به طور آگاهانه تلاش می کنیم از آموخته های قبلی مان برای حل مسئله استفاده کنیم.

 اما نیم کره راست ما کاملا متفاوت اطلاعات را پردازش می کند. در نیم کره راست ارتباط بین مفاهیم و لایه زیرین اطلاعات پردازش می شود. و این عمل نیمه آگاه انجام می شود و غالبا ما نمی دانیم فرایند رسیدن به این درکمان چطور بوده است.

 شاید با  مثال بهتر این موضوع را درک کنیم. فرض کنید یک جمله طنز را می بینید، مغز شما خیلی سریع این جمله را ارتباط می دهد به یک واقعیتی که قبلا آن را تجربه کردید و شما با درک نکته پشت پرده آن جمله می خندید. این فرایند ارتباط دادن دو موضوع نیمه خودآگاه اتفاق می افتد و معمولا سازوکار پردازش اطلاعات در آن را درک نمی کنیم.

این به این معنا نیست که نیم کره راست پردازش انجام نمی دهد بلکه موضوع این است که ما متوجه چگونگی کارکرد آن نمی شویم.

 خیلی اوقات که به ایده خلاقانه ای مثلا حین رانندگی می رسیم احساس می کنیم به بصیرتی ناگهانی رسیدیم. در حالیکه علت آن این است که آن ایده حاصل پردازش نیم کره راست ما بوده است.

خصوصا زمانی که منطق ما (نیم کره چپ) برای حل مسئله ای کم می آورد، نیم کره راست  ما فعال تر می شود. نیم کره راست ما بااطلاعات کلنجار می رود و آزمون و خطا می کند و بعد به پاسخی می رسد، ولی ما متوجه فرایند آن نیستیم و فقط نتیجه کار را در خودآگاهانمان میبینیم.

یک مثال دیگر، در حال حل کردن جدول هستید، یک واژه کلیدی و مرکزی جدول را پیدا نمی کنید. در حال پیاده روی هستید که آن کلمه را روی یک بیلبورد می بینید و نیم کره راستتان آن را پردازش می کند و به جدول ربط می دهد و شما به این کشف می رسید، ممکن است ندانید که این کلمه روی بیلبورد را دیده اید و فکر کنید به یک بصیرت ناگهانی و جادویی رسیدید.

ولی در حقیقت جادویی در کار نیست، موضوع به مغز ما بر می گردد.

تحقیق جالبی انجام شده است که نشان می دهد ۷۲ درصد مسئله ها را افراد زیر دوش حل کردند.

.

.

«الن گنت» تحقیق مفصلی در مورد ویژگی افراد خلاق انجام داده است، او تحقیق میدانی انجام داده است یعنی سراغ افراد سرشناسی رفته است که در حیطه های مختلف به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند.

گنت چهار الگو کشف کرده است که افراد خلاق ایده هایشان را از آن طریق پیدا کردند. او این چهار الگو را تحت عنوان چهار قانون منحنی خلاقیت (در کتاب منحنی خلاقیت) مطرح کرده است:

.

.

قانون اول: جمع کردن اطلاعات

در گام نخست ما نیازبه اطلاعات زیاد و در واقع تخصص در یک حوزه داریم، تا بتوانیم در آن گام های خلاقانه ای برداریم.

قاعده ای وجود دارد به نام «قاعده ۲۰ درصد». این قاعده می گوید که ما باید بیست درصد از تایم کاری خود را به جمع آوری اطلاعات در زمینه مورد نظرمان اختصاص دهیم.

کسب این اطلاعات  کمک می کند تا به یک اشراف خوبی در آن زمینه برسیم و درک خوبی از ایده های موجود پیدا کنیم.

این موضوع در همه موارد صادق است، فرض کنید علاقه دارید تا در یوتیوب فعالیت جدی داشته باشید، اگر بخواهید در این فضا خوب ظاهر شوید و به ایده های نوآورانه ای برسید، باید روزها به عنوان بیننده در این فضا باشید، افراد فعال و موفق را دنبال کنید، ویدئوها پربازدید را تحلیل کنید، قوانین و الگوریتم های یوتیوب را بدانید.

بدون این اطلاعات تقریبا غیرممکن است که بتوانید به ایده های جدید برسید.

پس راه حل اول واضح است. می خواهید نویسنده شوید؟ هر کتابی که دستتان می رسد بخوانید، می خواهید طراح بازی شوید؟ بیست درصد از تایم کاری تان را بازی کنید و غیره. تا غرق موضوعی نشویم خبری از خلاقیت نیست.

شما با این کار در واقع به نیم کره راست مغزتان الگوهای ذهنی می دهید.

.

قانون دوم: تقلید

ما نیاز داریم به تقلید، بعد از تقلید است که می توانیم به مرحله نوآوری برسیم.

بر می گردیم به جمله معروف انیشتین که تاکید دارد برای موفقیت باید بر شانه های دیگران بایستیم.

در هر حوزه ای که هستیم باید دنبال افراد خلاق باشیم و در ابتدای مسیر از آنها پیروی کنیم و الهام بگیریم.

بسیاری از نویسندگان بزرگ می گویند که مدت های زیادی را صرف رونویسی از آثار دیگران کرده اند و در واقع رونویسی کردن یک تکنیک شناخته شده برای نویسندگی است.

هیچ ایده کاملا تازه ای وجود ندارد، ابتکار و اصالت در واقع ترکیب هوشمندانه چیزهایی است که از قبل وجود دارد.

موفقیت های ناگهانی حاصل شکستن الگوها نیستند، بلکه حاصل الگوهایی هستند که با میزان مناسبی از نوآوری در هم می آمیزد.

.

.

قانون سوم: همنشینان خلاق

تصویری که عامه مردم از نابغه های خلاق دارند این است که آنها در کلبه ای در نقطه ای دور نشسته اند و بدون کمک دیگران آثار و ایده هایی را خلق کردند که فراانسانی است.

این موضوع هم کاملا پیشینه دارد و خیلی از افسانه ها و فیلم ها این تصور را در ذهنمان تثبیت کردند. اما این تصور نادرست است. خلاقیت در واقع مثل یک ورزش تیمی است.

یک پژوهش روی هنرمندان نشان داده است که شهرت آنها ارتباط مستقیم دارد با این که چقدر با هنرمندان موفق دیگر در ارتباط هستند.

دور خودمان را پر کنیم از افراد خلاق و با همنشینی و تقلید از آن ها به تدریج رشد کنیم.

مثلا اگر علاقه به تولید محتوای خلاقانه داریم، باید دایره ارتباطی تشکیل دهیم از افراد خلاق در این زمینه. نکته مهم این است که نباید انتظار داشته باشیم که کسی به ما پیشنهادی بدهد و شروع کننده تعاملی موثر باشد. خودمان باید فرایند را شروع کنیم، اگر کسی را می بینیم که در زمینه مورد علاقه مان موفق و خلاق است به او نزدیک شویم و کنجکاوانه او را دنبال کنیم.

هر فرد جدیدی که وارد قلمرو ما می شوم ایده ها و جرقه هایی را در ذهن ما ایجاد می کند.

زندگی خلاقانه بالا و پایین های زیادی دارد، نیاز به یک دایره حمایتی داریم تا زمانی که سوختمان تمام شد از دوستانمان انگیزه و انرژی بگیریم و تلاش کنیم تا رقابت  دوستانه ای را با آنها داشته باشیم.

.

قانون چهارم: تکرار

نهایتا ما باید فرایند تولید ایده یا محصول را بارها تکرار کنیم تا بتوانیم در آن زمینه به خلاقیتی چشم گیر برسیم.

در این تکرار است که به اندازه کافی از مخاطبانمان بازخورد می گیریم، سپس می توانیم این بازخوردها را کنار اطلاعات فراوان خودمان و تجربه حاصل از تکرار بگذاریم و از دل آن ها چیزی خلاقانه را بیرون بیاوریم. چیزی که نوآورانه و ارزشمند باشد و بتواند تایید اجتماعی را بدست آورد.

.

همانطور که می بینیم امروزه ما به اندازه کافی مطالعات علمی و شواهد متعدد در دست داریم که نشان می دهد که خلاقیت امری دست یافتنی است، در واقع با برنامه ریزی و داشتن نگاهی واقع بینانه می توانیم به خلاقیت دست یابیم.

.

نظر شما چیست؟ آیا این مقاله با تصور شما همخوانی دارد؟

The post ۴ الگو برای دستیابی به خلاقیت first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/01/4-%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/feed/ 0
پژوهش های معتبر را از کجا پیدا کنم؟ https://srazban.ir/2021/01/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%85%d8%9f/ https://srazban.ir/2021/01/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%85%d8%9f/#respond Sun, 03 Jan 2021 21:57:20 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2278 بسیاری از دانشگاه های بین المللی خصوصا بعد از شیوع ویروس کرونا، امکان دانلود پایان نامه و رساله های دانشگاه های خود را آزاد کردند و این یک فرصت عالیست.

The post پژوهش های معتبر را از کجا پیدا کنم؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>

زمانی که به پژوهش علاقه مند می شویم و می خواهیم شروع کنیم به مطالعه و نوشتن تخصصی، اولین سوالی که با آن روبرو می شویم این است که چه منابعی معتبرند و مقالات روز و باکیفیت را از کجا دانلود کنیم؟ منابعی که قابل استناد و شناخته شده باشند.

این موضوع برای من ترم اول کارشناسی پیش آمد. استادمان، دکتر علیرضا مقدم از ما می خواست تا درباره سوالی که مطرح می کنند یک صفحه متن تحلیلی بنویسیم.

خب این تکالیف برای ما کابوس بود، چون ما دانشجویان ۱۸ تا ۲۰ ساله تا چند ماه قبل فقط تست زده بودیم و رتبه های خوبی هم در کنکور لعنتی آورده بودیم، حالا قرار بود تحلیل کنیم! چه کار وحشت آوری!

دومین جلسه استاد از ما خواست تکالیفمان را تحویل دهیم. به دقت چند تا از آنها را بررسی کرد. اکثرا از جایی کپی کرده بودند و منبع را ذکر نکرده بودند، چند نفری هم منبع را نوشته بودند: «اینترنت»! و برخی مثل من هم منبع را یکی دو تا سایت داخلی غیرمعتبر نوشته بودیم.

آن جلسه بود که استاد برایمان توضیح داد که وقتی می ‌نویسیم منبع اینترنت است مثل این است که بنویسیم منبع کتاب است. خب چه کتابی با چه مشخصاتی؟ (:

و در ادامه توضیح داد که فردی که قصد دارد کار علمی انجام دهد باید با منابع معتبر آشنا باشد. منبعی معتبر است که از فیلتر افراد صاحب نظر آن حیطه رد شده باشد و فردی متخصص آن را نوشته باشد.

.

مهمترین ویژگی مقالات معتبر

مقالات مجلات معتبر این دو ویژگی را دارند، یعنی فقط از نویسندگانی مقالات پذیرفته می شود که دارای تخصص مرتبط هستند و پس از ارسال، مقالات توسط چند داور به دقت بررسی می شود، چندین بار اصلاح می شود و نهایتا به چاپ می رسد.

پس اگر دانشجو هستیم و در کل علاقه مند به انجام کار علمی باید مجلات خوب را بشناسیم و بدانیم آنها را چگونه سرچ کنیم. این مقاله راهنمایی برای پاسخ به این سوالات است.

.

جستجو مقالات معتبر فارسی:

من چندین سال است که عضو سایت نورمگز هستم. با یک هزینه جزیی سالانه (۲۰ هزارتومن) می توانیم به صورت آنلاین به ده ها هزار مقاله چاپ شده در مجلات فارسی به صورت آنلاین دسترسی داشته باشیم و تعدادی از آنها را دانلود کنیم.

شیوه جستجو و دسته بندی نورمگز بنظرم از سایر پایگاه های مقاله فارسی بهتر است.

سایر منابع: Sid، پرتال جامع علوم انسانی

.

جستجو و دانلود پایان نامه و رساله های فارسی:

برای جستجو پایان نامه و رساله ها آدرس سرراستی وجود دارد که به چشم دانشجویان بسیار آشناست و آن ایران داک است:

ganj.irandoc.ac.ir

در بخش گنج سایت ایران داک امکان دانلود متن کامل برخی از پایان نامه ها نیز وجود دارد. البته اگر اشتباه نکنم با هر اکانت در ماه ۵ پایان نامه کامل را می توانیم دانلود کنیم.

.

جستجو و دانلود کتاب های خارجی:

مشهورترین و احتمالا قوی ترین موتور جستجوی کتاب های رایگان خارجی سایت لیبگن است به آدرس:

libgen.rs

یا libgen.io

علاوه بر لیبگن سایت زیر نیز برای دسترسی به متن کامل کتاب ها مفید است و بیش از ۵ میلیون کتاب در آن قرار دارد:

b-ok.org

.

.

جستجو مقالات انگلیسی:

رایج ترین موتور جستجویی که از آن استفاده می کنم گوگل اسکولار است ولی اگر دنبال مقالاتی هدف مند تر باشم از این سایت ها استفاده می کنم:

elsevier.com

nature.com

onlinelibrary.wiley.com

academia.edu

.

.

نحوه دانلود مقالات خارجی:

از آنجایی که خیلی از ژورنال های خارجی مقالاتشان را رایگان در اختیار کاربران قرار نمی دهند و با به دلیل تحریم و نداشتن حساب ارزی به سختی می توانیم از آنها اشتراک بخریم تا بتوانیم به مقالات کامل دسترسی داشته باشیم، ناچار باید از راه های میانبر استفاده کنیم.

برای این کار یک سایت روسی است که چند سال است کار می کند و شناخته شده است به آدرس:

sci-hub.se

که البته گاهی پیشوندش تغییر می کند، پس اگر این آدرس را باز کردید و با خطا روبرو شدید، عبارت sci-hub را در گوگل سرچ کنید تا به آدرس تغییر یافته دسترسی پیدا کنید.

شیوه استفاده از سایت sci-hub بسیار ساده است. شما وارد صفحه ای مقاله مورد نظرتان در آن قرار داده شده است ولی امکان دانلودش منوط به پرداخت هزینه است، می شوید. آدرس آن را از نوار بالای مرورگرتان کپی کرده و در سایت sci-hub کپی می کنید.

به این ترتیب در نود درصد مواقع پی دی اف مقاله به شما داده می شود.

سایت های داخلی نیز هستند که این کار را انجام می دهند. گرچه اغلب ضعیف تر هستند ولی خوب است با آن ها هم آشنا باشیم. یکی از این سایت ها فیری ساینس است به آدرس:

freescience.ir

.

.

نحوه دانلود پایان نامه و رساله های دکتری خارجی:

گاهی نیاز پیدا می کنیم تا علاوه بر مقالات و کتاب ها، پایان نامه ها و رساله های کشورهای دیگر را مرور کنیم. بسیاری از دانشگاه های بین المللی خصوصا بعد از شیوع ویروس کرونا، امکان دانلود پایان نامه و رساله های دانشگاه های خود را آزاد کردند و این یک فرصت عالیست.

سایت زیر یک منبع عالی برای جستجو و دانلود تزهای مختلف است:

oatd.org

سایت دیگری که در این زمینه به شما پیشنهاد می کنم، به آدرس زیر است:

https://www.bac-lac.gc.ca/eng/services/theses/Pages/search.aspx

آدرس کاملش را قرار دادم چون صفحه اصلی این سایت کمی گیج کننده است. در این پایگاه پایان نامه و رساله های دانشگاه های کانادا قرار داده شده است و امکان سرچ پیشرفته آن بسیار کاربردی است.

.

.

خب این بود از منابعی که من معمولا برای انجام پژوهش هایم از آنها استفاده می کنم. لطفا اگر پایگاه های کاربردی دیگری را می شناسید در کامنت ها با ما به اشتراک بگذارید.

The post پژوهش های معتبر را از کجا پیدا کنم؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/01/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%85%d8%9f/feed/ 0
۶ راهکار عملی برای افزایش تمرکز https://srazban.ir/2020/12/6-%d8%b1%d8%a7%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2/ https://srazban.ir/2020/12/6-%d8%b1%d8%a7%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2/#respond Tue, 01 Dec 2020 07:22:50 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2015 اگر گذشته مان را مرور کنیم متوجه می شویم که غالب دستاوردهای زندگی مان حاصل بازه های زمانی است که توانستیم عوامل مزاحم را حذف کنیم و روی کاری متمرکز…

The post ۶ راهکار عملی برای افزایش تمرکز first appeared on سمیه رزبان.

]]>
اگر گذشته مان را مرور کنیم متوجه می شویم که غالب دستاوردهای زندگی مان حاصل بازه های زمانی است که توانستیم عوامل مزاحم را حذف کنیم و روی کاری متمرکز شویم. همه افراد موثر در طول تاریخ هم دستاوردهایشان را مدیون آن هستند که توانستند در دوره های تعیین شده ای عوامل حواس پرت کن را از بین ببرند. در کتاب کار عمیق مثال های متعددی در این باره مرور شده است از یونگ گرفته تا بیل گیتس و وودی آلن و غیره.

البته این موضوع به این معنا نیست که باید تمرکز نقطه ای و تمام وقت روی یک موضوع داشته باشیم و تک بعدی پیش برویم، منظورم از تمرکز این است که بتوانیم توجه انتخابی داشته باشیم و ساعت هایی از فعالیت روزانه مان را به کار متمرکز اختصاص دهیم.

در لایوی که با دوست خوبم، مریم بابایی داشتیم مفصلا به تعریف و اهمیت تمرکز پرداختیم و از تجارب شخصی مان و مطالعاتی که در این زمینه انجام شده، در این لایو صحبت کردیم. (لایو در پیج بنده ذخیره شده) اما به درخواست دوستان تصمیم گرفتم راهکارهای عملی را به صورت نوشتاری نیز منتشر کنم، پس در این مقاله به سراغ راهکارها می رویم:

.

۱- زمانی را به سکوت و تنبلی اختصاص دهیم!

ما نیاز داریم زمان هایی را در نظر بگیریم برای آنکه هیچ کاری انجام ندهیم. خصوصا اگر مثلا در روز دو ساعت کار متمرکز انجام داده ایم، بعد از آن نیاز داریم دقایقی را فقط بنشینیم و هیچ کاری نکنیم.

ما معمولا در این بازه های زمانی که می خواهیم به خودمان استراحت دهیم سراغ گوشی مان می رویم یا مثلا تلوزیون را روشن می کنیم. این برای مغزمان درست مثل این است که بعد از یک ساعت تمرین دویدن حالا برای استراحت کردن سراغ طناب زدن برویم.

لطفا برای چند دقیقه فقط بنشینید و ذهنتان را آزاد بگذارید. احتمالا اولین بار برایتان مشکل است و تحمل این سکوت را نخواهید داشت ولی به تدریج ذهنتان به این سکوت عادت می کند.

چرا باید این کار را انجام دهیم؟

مغز زمانی که این سکوت را تجربه می کند، آزادانه می چرخد، در این حالت است که می تواند به خوبی داده هایش را طبقه بندی کند، برای آینده برنامه ریزی کند، ایده های جدید راکشف کند و آموخته هایش را توسعه دهد.

در این زمان ها است که ما به کشف و شهود می رسیم. حتما تجربه کردید یا شنیده اید که کسی بگوید که وقتی زیر دوش یا در دستشویی بوده یک ایده یا راه حل خوب به ذهنش رسیده است، چون احتمالا این دو مکان تنها جایی اند که گوشی مان را همراهمان نمی بریم (گرچه برخی هم می برند!). بسیاری از بزرگان در طول تاریخ هم نقل کرده اند که در همین زمان های بیکاری شان مثلا در وان حمام یا موقع استراحت زیر درخت، ایده های نوآورانه شان ظهور پیدا کرده است.

در این زمان ها دقیقا چه اتفاقی در مغز می افتد؟ یک تحقیق در این مورد انجام شده است و یافته های آن نشان می دهد که وقتی ما هیچ کاری انجام نمی دهیم و ذهن را کاملا آزاد می گذاریم، ۱۲ درصد این زمان مغزمان به گذشته سفر می کند، تجارب قبلی را مرور می کند و در گذشته به دنبال ایده ها می گردد، ۲۸ درصد در آینده سیر می کند و آن را تصور می کند و ۴۸ درصد آن را صرف سوال پرسیدن از خود و سازماندهی کردن اطلاعات می کند.

نتیجه همین تحقیق ضرورت نیازمان به سکوت و هیچ کار نکردن را برای دقایقی از روز نشان می دهد. ممکن است کسی که شما را می بیند که نشسته اید یا دراز کشیده اید و هیچ کاری نمی کنید، فکر کند عقلتان را از دست داده اید یا چقدر تنبلید، به آنها حق بدهید چون این صحنه این روزها خیلی دور از انتظار شده است.

.

۲- کار متمرکز را تبدیل به روتین کنیم.

اراده ما محدود است، نمی توانیم در طول روز برای هر کار و هر چیزی عزممان را جزم کنیم یا وقتمان را هر روز صرف این کنیم که تصمیم بگیریم چطور و چه موقع کار متمرکزی را انجام دهیم. بنابراین تا حد کمی می توانیم روی اراده مان حساب باز کنیم ولی از جایی به بعد باید کارها را تبدیل به کارهایی خودکار و عادت هایی روتین شده کنیم تا دیگر بدون صرف انرژی زیاد آن را انجام دهیم.

از چهار جنبه می توانیم کارهایمان را تبدیل به روتین کنیم:

الف) زمان انجام کار: بازه های زمانی خاصی را در روز و هفته برای انجام کار متمرکزمان در نظر بگیریم. مثلا با خودمان قرار بگذاریم هر روز ساعت ۱۰ تا ۱۲ مطالعه کنیم، یک روز در میان موسیقی تمرین کنیم، پنجشنبه ها ساعت دو تا پنج را صرف آموزش نقاشی کنیم و غیره.

ب) مکان انجام کار: وقتی جای خاصی را برای انجام کار متمرکز در نظر بگیریم، ناخودآگاه  وقتی در آن مکان قرار بگیریم ذهنمان آماده انجام آن کار می شود، بنابراین باید مکان خاصی را برای کارهایمان در نظر بگیریم و مکان را هم تبدیل به روتین کنیم. مثلا همیشه در اتاق شخصی مان و کنار پنجره بنشینیم و تمرین های زبان را حل کنیم.

ج) حذف عوامل مزاحم:  برای حذف عوامل حواس پرت کن هم نیاز به روتین داریم. کاملا بسته به شرایط و ترجیحمان باید زمانی را در روز، هفته یا ماه در نظر بگیریم برای آن که در آن همه عوامل مزاحم را حذف کنیم. مثلا بیل گیتس دو بار در سال یک هفته به کلبه ای کنار دریاچه می رود و زمانش را صرف مطالعه و فکر کردن می کند. او به همه اعلام کرده است که در این دو هفته به هیچ وسیله ارتباطی دسترسی ندارد.

مثال دیگرش این است که ساعاتی از روز را مشخص کنیم برای آنکه از گوشی مان فاصله بگیریم. من در تابستان این تمرین را اجرا کردم. از زمانی که از خواب بیدار می شدم تا ساعت یازده گوشی ام را از حالت پرواز در نمی آوردم. این به من کمک می کرد تا در این چند ساعت با آرامش و عمیق کار کنم.

د) پایان کار: اتمام هر کارمان هم باید با یک روتین همراه باشد. این کمک می کند که مغزمان متوجه اتمام کار بشود و حس خوبی در ما ایجاد شود. این روتین می تواند بسیار ساده باشد. مثلا به خودمان بگوییم: « این هم از این…»، یا چای بخوریم، جایی بنویسیم که چه کاری را در آن روز انجام دادیم و غیره.

.

۳- برای کارهایمان ددلاین تعریف کنیم.

از قبل برای همه کارها یک نقطه پایان در نظر بگیرم. نکته مهم در مورد تعریف کردن ددلاین آن است که اگر این ددلاین را کمی کمتر از چیزی که معمول است در نظر بگیریم، کمی احساس اضطراب و اجبار به تمام کردن کار در زمانی کم تر سبب می شود انگیزه بیشتری برای متمرکز کار کردن داشته باشیم.

.

۴- برنامه روزانه مان را بنویسیم.

ابتدای هر روز یا شب قبل حتما روی یک کاغذ تیتروار بنویسیم که قرار است در طول روز چه کارهایی را انجام بدهیم. این نوشتن هم کمک می کند ذهنمان آشفته نباشد و کاری را از قلم نیوفتند، هم پس از پایان هر کار وقتی روی کارهای اجرا شده خط بکشیم، لذتی را تجربه می کنیم که انگیزه دهنده است.

شاید درباره قانون پارکینسون شنیده باشید، این قانون به طور خلاصه می گوید کارهای ما همانقدر طول می کشد که برایش زمان در نظر گرفتیم. مثلا اگر برای کاری ۵ روز زمان در نظر بگیریم غالبا حداقل پنج روز طول می کشد و درصد قابل توجهی از آن را ساعات آخر روز پنجم انجام می دهیم. بنابراین باید این زمان را کمتر در نظر بگیریم تا کش پیدا نکند.

.

۵- از ابزارهای کمکی استفاده کنیم.

بشر همیشه برای چالش هایی که با آن روبرو می شود ابزارهایی را خلق می کند. عدم تمرکز بی شک یکی از مشکلات فراگیر عصر ماست. پس حتما ابزارهای متنوعی در این زمینه هم وجود دارد. کافیست کمی سرچ کنیم تا به ده ها نرم افزار، اپلیکیشن و گجت برسیم که برای کمک به حفظ تمرکز طراحی شدند.

مثلا من تجربه استفاده از اپلیکیشن فورست (Forrest) را داشتم. نسخه اندروید این اپلیکیشن رایگان است. شیوه کار آن به این صورت است که شما زمانی را در آن تعیین می کنید و روی نقطه شروع می زنید. در این تایم یک دانه گیاه شروع به رشد می کند و به تدریج تبدیل به نهالی می شود و در این فرایند شما اجازه ندارید تا از صفحه برنامه خارج شوید و مثلا شبکه های اجتماعی تان را چک کنید وگرنه امتیاز منفی می گیرید. نهایتا این نهال ها در مزرعه شما کاشته می شوند. شرکت طراح این اپلیکیشن به زمانی که مجموع نهال هایتان به تعداد خاصی برسد در دنیای واقعی نیز نهالی می کارد. یعنی تمرکز ما گره می خورد به یک فعالیت بازی وار شده و یک هدف ارزشمند.

علاوه بر ابزارهای دیجیتالی می توانیم سراغ ابزارهای سنتی هم برویم. مثلا از شاهین کلانتری این ایده را یاد گرفتم که می توانیم از ساعت شنی استفاده کنیم. شاهین یک ساعت شنی دارد که زمانی که آن را برعکس می کند ۱۰ دقیقه طول می کشد تا شن هایش برگردند. این ابزار ساده به او کمک کرده است تا قدر زمان را بداند و از زمان های مرده کوچکش هم به خوبی استفاده کند.

انگار بشر بعد از آنکه به ساعت های دایره ای عادت کرده است دیگر قدر زمان را نمی داند، اینطور القا می شود که یک دور همیشگی است و حالا هدر هم رفت اشکال ندارد. در حالیکه در ساعت شنی دانه دانه شن هایی که فرود می آید این تلنگر را به ما می زند که ذره ذره زمان دارد سپری می شود.

.

۶- سبک زندگی سالم.

تغذیه، خواب و فعالیت بدنی ما ارتباط مستقیمی با توانایی مان در تمرکز دارد. زمانی که تغذیه ناسالمی داشته باشیم مثلا از فست فود ها یا شکر زیاد در رژیم غذایی مان استفاده کنیم دچار به اصطلاح «مَه ذهنی» می شویم ، در این حالت حتی در بیان عبارت ها و جملات دائم به مشکل برمی خوریم و توانایی تمرکزمان به طور کلی بشدت افت می کند.

خواب نیز یکی دیگر از آیتم های مهم است. شاید خیلی از افراد فکر می کنند اگر خوابشان را کم تر کنند و بجای آن بیشتر کار کنند بهره وری شان بسیار بیشتر می شود، این در حالیست که اتفاقا با کاهش زمان خواب شاهد اثرات منفی زیادی از جمله کاهش تمرکز و قدرت حافظه مان می شویم. تحت هر شرایط به اندازه متعادل یعنی ۶ تا ۸ ساعت خواب را داشته باشیم.

فعالیت بدنی نیز به ما کمک می کند تا کاریمان را باکیفیت بالاتری انجام دهیم. این فعالیت بدنی لزوما به معنی انجام ورزش خاص و حرفه ای نیست. یک پیاده روی ساده روزانه می تواند بشدت روی سلامت و تمرکز ما تاثیر مثبت بگذارد. ضمن اینکه اگر در پیاده روی مان عوامل مزاحم را حذف کنیم و به ذهنمان اجازه بدهیم آزادانه بچرخد، می توانید لذت کشف و شهود را نیز در این لحظات تجربه کنیم.

مطالب گردآوری شده در این مقاله حاصل مطالعه و گپ و گفت من و دوست خوبم مریم بابایی است.

The post ۶ راهکار عملی برای افزایش تمرکز first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2020/12/6-%d8%b1%d8%a7%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2/feed/ 0