چرا درگیر عوامل حواسپرت کن میشویم؟
گوته نویسنده و فیلسوف آلمانی میگوید: «اگر بگویی چطور وقتت را میگذرانی، میتوانم بگویم بعدازاین چه اتفاقی برایت میافتد!»
خیلی هم عجیب نیست، نه؟ منطقی است. چیزی که امروز میکاریم را فردا درو میکنیم.
این دست ضربالمثلها و جملات را زیاد خوانده و شنیدهایم و شاید به نظرمان کلیشهای هم باشند، اما مفهوم آنها کمتر تبدیل به باورمان شده است. ما معمولاً برای داراییهای مادیمان ارزش زیادی قائل هستیم و آنها را در جایی دستنیافتنی پنهان میکنیم و دائم مراقبشان هستیم. اما زمان که مهمترین داراییمان است را راحت هدر میدهیم و نسبت به آن مسئولانه رفتار نمیکنیم.
ساعتها غرق در تلف کردن وقت میشویم. اما به نظرتان چرا این اتفاق میفتد؟
یک ریشه مهم این غرق شدن در حواسپرتی و فعالیتهای بیهوده آن است که ما به ارزشهایمان پایبند نمیمانیم و بهاندازه کافی برای آنها وقت نمیگذاریم. نتیجه میشود یک احساس سرخوردگی و شوم. حالا برای فرار از این حس تلخ و نارضایتیمان پناه میبریم به عوامل حواسپرت کن.
بهسرعت در یک گرداب فرومیرویم و این چرخه را ادامه میدهیم. بهجای آن که روی حل مسئله تمرکز کنیم پناه میبریم به کارهایی که هیچ حس لذت ماندگاری برای ما ندارند و بلافاصله بعد از انجام آن خودمان را سرزنش میکنیم و حس بدی پیدا میکنیم.
چگونه میتوانیم از این گرداب خودمان را بیرون بکشیم؟
در یک جمله اگر بخواهم بگویم: تمرکز روی ارزشهای زندگیمان و برنامهریزی برای صرف وقت برای آنها.
درباره ارزشها اندیشمندان زیادی صحبت کردند اما نیر ایال و جولی لی دستهبندی بسیار گویا و سادهای ارائه کردند که راهگشاست. در این دستهبندی همه ارزشهای ما به سه قلمرو زندگیمان برمیگردد:

برای آنکه ارزشهایمان در این سه قلمرو نابود نشوند باید برای هرکدام از آنها برنامهریزی داشته باشیم. همانطور که پیداست مرکزیت این قلمروها خودمان هستیم. اگر حال خودمان خوب نباشد و برای رضایت خودمان وقت نگذاریم ممکن نیست که در روابط و کارمان احساس رضایت کنیم.
اگر برای ارزشهایمان در این سه قلمرو برنامهریزی کنیم. برنامههایی که واقعبینانه و مشخص باشند، دیگر به عوامل حواسپرت کن پناه نمیبریم. ساعتها استوری دیدن، درگیر گیم شدن، شبکههای تلویزیون را عوضکردن و تمیزکردن وسواسگونه خانه را حتماً دیدهاید یا تجربه کردهاید. این وقت تلف کردنهای بیهدف غالباً از احساس نارضایتیمان حاصل میشود. نارضایتیمان از فاصلهگرفتن از ارزشهای سه قلمرو اصلی زندگیمان. اگر مراقب خودمان نباشیم و این دور باطل را قطع نکنیم ممکن است تا سر در این گرداب فرو رویم و گرفتار مشکلات جدی شویم.
خوب است برای خودمان این سه دایره را روی کاغذی بکشیم. سپس بنویسیم که در هر یک از این سه قلمرو چه ارزشهایی داریم و چگونه میتوانیم به سمت این ارزشها گام برداریم مثلاً در دایره مرکزی بنویسیم حالمان با انجام چه کاری خوب میشود؟ انجام یک کار هنری، ورزش، نوشتن، انتشار یک اثر، یوگا، طبیعتگردی، نگهداری از گیاهان و یا هر مورد دیگری.
سپس سراغ قلمرو دوم یعنی روابطمان برویم. چه ارزشهایی را باید در ارتباطاتمان در اولویت قرار بدهیم؟ چه کسانی را باید از دایره ارتباطیمان حذف کنیم تا آرامش بیشتری داشته باشیم و روی کدام ارتباطاتمان بیشترین سرمایهگذاری را انجام دهیم؟ بعد از آن کارمان را زیر ذرهبین قرار دهیم، ارزشهای اصلیمان در کار چیست؟ از چه چیزی بیشتر احساس رضایت میکنیم؟ درآمد، ارزشآفرینی، سلامت روان، ساعت کاری و غیره. اگر طبق ارزشهایمان پیش نیامدید باید مسئولانه برای آن فکر کنیم و شرایطمان را تغییر دهیم.
هیچگاه گیرافتادن در گرداب هدردادن وقت را سطحی نگاه نکنیم. این رفتار پیامد اتفاقات متعدد و درونیات بههمریخته ماست که به این شکل بروز پیدا میکند.
دیدگاهتان را بنویسید