معرفی کتاب - سمیه رزبان https://srazban.ir یادداشت های من Sat, 24 Apr 2021 13:08:19 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.7.19 https://srazban.ir/wp-content/uploads/2025/01/cropped-لوگو-1-32x32.jpg معرفی کتاب - سمیه رزبان https://srazban.ir 32 32 بخشندگی در محیط کار از نگاه آدام گرنت https://srazban.ir/2021/04/%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d9%86%d8%aa/ https://srazban.ir/2021/04/%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d9%86%d8%aa/#respond Sat, 24 Apr 2021 12:57:40 +0000 https://somayerazban.ir/?p=2977 امکان ندارد وارد فضای کاری شوید و ذهنتان درگیر این نشود که در تعاملتان با همکاران باید چگونه برخورد کنید. چقدر باید محتاطانه برخورد کنید و چقدر باید سخاتمندانه و…

The post بخشندگی در محیط کار از نگاه آدام گرنت first appeared on سمیه رزبان.

]]>
امکان ندارد وارد فضای کاری شوید و ذهنتان درگیر این نشود که در تعاملتان با همکاران باید چگونه برخورد کنید. چقدر باید محتاطانه برخورد کنید و چقدر باید سخاتمندانه و صمیمی باشید. از ۸ سال پیش که برای اولین بار وارد یک فضای کاری جدی شدم دائم این سوالات در ذهنم نقش می بندند.

پیشنهاد برخی از افراد باتجربه همیشه این بود که طبق اصل «دوری و دوستی» رفتار کن و به هیچکس اطلاعاتی بیش از آنچه که ضروریست را نگو و آموخته هایت را به راحتی در اختیار افراد دیگر قرار نده چون ممکن است موقعیت تو را به خطر بیاندازند.

و عده را هم میدیدم که طبق این اصل پیش نمی رفتند، سخاوتمندانه منابعشان را با دیگران به اشتراک می گذاشتند، احساس همدردی قوی ای با همکاران داشتند و همیشه برای کمک کردن به دیگران پیشقدم بودند، ولی در عین کار از نظر کاری هم موفق بودند چون از نظر مدیر شرکت و همکاران فردی شریف و بااخلاق بودند.

از آن موقع تا اکنون که با تیمی از متخصصین آموزش همکاری دارم این سوالات همیشه گوشه ذهنم بوده و به جواب هایی هم برای خودم رسیده ام. اما دیشب در کتاب آدام گرنت به جوابی برای سوالم برخوردم که خواب از سرم پراند و مرا دقایق زیادی درگیر مطالعه و حلاجی کردن این مطالب کرد.

دلم نیامد این نکته بسیار ژرف و متفاوت را بازنویسی نکنم و این مقاله شد بازنویسی من از بخش هایی از فصل اول کتاب «بده و بستان؛ رویکردی انقلابی به موفقیت» البته با اندکی تغییر. برویم سراغ کتاب…

کتاب بده و بستان

***

 

عقل سلیم می گوید افراد بسیار موفق سه ویژگی مشترک دارند: انگیزه، توانایی و فرصت. اگر می خواهیم موفق شویم باید ترکیبی از سخت کوشی، استعداد و خوش شانسی را داشته باشیم.

اما مولفه بسیار مهمی که اغلب نادیده گرفته می شود آن است که موفقیت شدیدا به تعامل ما با دیگران بستگی دارد. هر بار که با فردی تعامل داریم باید دست به یک انتخاب بزنیم: آیا می خواهیم تا جایی که می توانیم ارزش ها و سودها را از آن خود کنیم؟ یا بدون نگرانی از آنچه در مقابل دریافت می کنیم، در ارزش آفرینی مشارکت می کنیم؟

 

آدام گرنت در این کتاب می گوید: به عنوان یک روانشناس سازمانی و استاد دانشگاه وارتون، بیش از ده سال از زندگی حرفه ایم را صرف مطالعه این انتخاب ها در سازمان های مختلف، از گوگل گرفته تا نیروی هوایی آمریکا کردم و برایم محرز شد که اثرات شگرفی در موفقیت دارند. در طول سه دهه گذشته در مجموعه ای از مطالعات پیشگامانه، دانشمندان علوم اجتماعی دریافتند که افراد از نظر اولویت هایشان در تعامل با دیگران (ترکیب مطلوبشان از بده و بستان) شدیدا با هم فرق دارند.

برای روشن تر کردن این اولویت ها اجازه دهید شما را با سه دسته از افراد که دراین طیف قرار می گیرند آشنا کنم:

 

۱)  گیرنده ها: این دسته از افراد یک ویژگی متمایز دارند، آنها دوست دارند بیشتر بگیرند تا ببخشند. آن ها تعادل رابطه متقابل را به نفع خودشان بهم می زنند و منافع خود را بر نیازهای دیگران مقدم می دانند.

گیرنده ها معتقدند که دنیا جای رقابت است. جایی که اگر نخوری، خورده می شوی. آنها فکر می کنند برای موفق شدن باید بهتر از دیگران باشند و برای اثبات صلاحیت هایشان خودستایی می کنند.

آنها قبل از انجام کاری باید مطمئن شوند که اعتبار زیادی بابت تلاش هایشان به دست می آورند. گیرنده های معمولی افرادی بی رحم یا سفاک نیستند، بلکه فقط محتاط و مراقب خود هستند چون فکر می کنند اگر هوای خودشان را نداشته باشند هیچکس هوای آنها را نخواهد داشت.

 

۲)  بخشنده ها: این گروه در محل کار معمولا کمیابند. آنها کفه ترازوی روابط متقابل را به سمت طرف مقابل خم می کنند و ترجیح می دهند بیشتر از آنکه بگیرند، ببخشند.

برخلاف گیرنده ها، بخشنده ها دیگرخواهند و بیشتر روی این که دیگران چه نیازی به آنها دارند، تمرکز می کنند.

اگر در محیط کار، بخشنده باشید سعی می کنید در به اشتراک گذاشتن وقت، انرژی، دانش، مهارت ها، ایده ها و ارتباطاتتان با دیگرانی که می توانند از آنها بهره مند شوند سخاوتمند باشید.

شاید فکر کنید که عنوان بخشنده لایق ابرقهرمان هایی مثل مادرترزا یا گاندی است اما بخشنده بودن به فداکاری های فوق العاده نیازی ندارد. بخشنده بودن فقط مستلزم تمرکز روی کار کردن در جهت منافع دیگران است. یعنی انجام کارهایی مثل کمک کردن، مشاوره دادن، اعتبار بخشیدن یا برقراری رابطه با دیگران.

 

۳)  برابری طلب ها: از نظر حرفه ای تعداد کمی از ما به طور کامل مثل گیرنده ها یا بخشنده ها رفتار می کنیم و معمولا در دسته سوم قرار داریم، یعنی برابر طلب هستیم و سعی می کنیم تعادلی بین بخشیدن و گرفتن ایجاد کنیم.

این گروه براساس اصل انصاف عمل می کنند. آنها وقتی به دیگران کمک می کنند انتظار دارند دیگران نیز به آنها کمک کنند. در واقع آن ها به اصل «این به آن در» اعتقاد دارند.

 

بنابراین بخشیدن، گرفتن و برابرطلب بودن سه سبک اساسی تعامل اجتماعی است. اما مرز بین آنها مشخص و قابل دیدن نیست. ممکن است شما در یکی از نقش هایتان بخشنده باشید ولی در نقش دیگری گیرنده باشید. یا در موقعیت های مختلف از یک سبک وارد سبک دیگری شوید.

 

پس سوالی که وجود دارد این است که کدام یک از دسته ها در محیط های کاری موفقیت های بیشتری را از آن خود می کنند؟

یه لحاظ حرفه ای هر سه سبک مزایا و معایب خاص خود را دارند. اما یک سبک وجود دارد که هزینه بَرتر از دوتای دیگر است.

احتمالا پیشبینی می کنید که بخشنده ها به بدترین نتایج دست می یابند، شاید حق با شما باشد. تحقیقات نشان می دهند که بخشنده ها در قعر نردبان موفقت قرار می گیرند. در طیف وسیعی از مشاغل مهم، بخشنده ها دست پایین را دارند. آنها باعث پیشرفت دیگران می شوند اما موفقیت خود را در این راه قربانی می کنند.

حتی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد بخشنده ها در مقایسه با گیرنده ها، به طور متوسط ۱۴ درصد پول کمتری دریافت می کنند و دو برابر بیشتر در معرض خطر قربانی جنایت شدن قرار دارند و به میزان ۲۲ درصد تصور می شود که ضعیف تر و مغلوب ترند.

حال اگر بخشنده ها در قعر نردبان موفقیت قرار دارند، پس کدام گروه در صدر این نردبان قرار دارند؟

 

هیچکدام! وقتی که یکبار دیگر داده هایم را نگاه کردم. الگوی شگفت انگیزی را کشف کردم: در صدر هم بخشنده ها قرار دارند!

مثلا اکثر مهندسین بخشنده جز کم بهره ترین مهندسان اند اما وقتی به مهندسان دارای بیشترین میزان بهره وری نگاه می کنیم. شواهد نشان می دهنند آنها نیز جز بخشنده ها هستند.

 

تحقیقات نشان می دهد بهترین و بدترین نتایج به بخشنده ها تعلق دارد و گیرنده ها و برابرطلب ها اغلب در وسط قرار می گیرند. این الگو در زمینه های مختلف صدق می کند.

 

نتیجه آن که شاید بسیاری از ما تصور کنیم که بخشنده ها بی عرضه و پخمه اند، اما باید بدانیم که برخی از آنها به طرزی باورنکردی موفق هستند.

این دسته از بخشنده ها استراتژی های هوشمندانه ای برای بخشندگی خود دارند و روند مرسوم اول موفق شو سپس بخشنده باش را معکوس می کنند و به ما نشان می دهند کسانی که اول می بخشند، اغلب در موقعیت بهتری برای موفق شدن در آینده قرار می گیرند.

 

 

 

The post بخشندگی در محیط کار از نگاه آدام گرنت first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/04/%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d9%86%d8%aa/feed/ 0
من و کتاب «بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند؟» https://srazban.ir/2021/02/%d9%85%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%da%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7-%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2/ https://srazban.ir/2021/02/%d9%85%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%da%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7-%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2/#respond Mon, 22 Feb 2021 22:14:17 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2483 پارسال مثل همین روزها بود که کتاب «بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند؟» اثر پیرو فروچی را خواندم. این کتاب آن‌قدر روان و ساده نگاشته شده است که به‌سرعت مطالعه آن…

The post من و کتاب «بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند؟» first appeared on سمیه رزبان.

]]>
پارسال مثل همین روزها بود که کتاب «بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند؟» اثر پیرو فروچی را خواندم. این کتاب آن‌قدر روان و ساده نگاشته شده است که به‌سرعت مطالعه آن را تمام کردم ولی حس کردم نیاز است مجدد در فرصتی دیگر، آن را بخوانم.

فروچی دو فرزند دارد در این کتاب هنرمندانه در قالب داستان‌های متعدد از تجربه‌های پدری اش گفته است، و ضمن آنها به مسائل عمیقی اشاره کرده است. کل کتاب ۱۸۰ صفحه است و ۱۵ فصل دارد. کتابی به‌ظاهر کوچک ولی با حرف‌هایی بزرگ. حرف‌هایی که نیاز است در مورد آنها بیشتر تأمل و گفتگو کنیم.

دنبال فرصتی بودم تا بار دیگر کتاب را بخوانم و این فرصت این هفته فراهم شد. مؤسسه مردم نهاد «رجاوندان شهر امید» که هدفش ترویج آگاهی و کتاب‌خوانی است از بنده خواستند تا کتابی را در جمعشان ارائه دهم و من استقبال کردم. کتاب پیشنهادی‌ام کتاب «بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند؟» بود.

خلاصه امشب طی دو ساعت این کتاب را ارائه کردم و بحث و گفتگوی بسیار خوبی در گروه مطرح شد. شرکت‌کنندگان پردغدغه و فعالی که شرکت کرده بودند از تجربیاتشان در باره نکاتی که ارائه کردم گفتند و بسیار خوب بحث را تکمیل کردند و در کنارشان آموختم.

.

.

.

در باب کتاب:

کتاب «بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند» یک‌جورهایی شبیه کتاب راهنمای تورهای مسافرتی است، اما سفر پدر و مادری، به‌مراتب با سفر توریستی فرق دارد. راهی است معنوی، توالی تجربیاتی است که معنای پیچیده زندگی را به ما نشان می‌دهد

گاهی در این سفر دچار خستگی یا افسردگی‌های روزمره می‌شویم و این بچه‌ها هستند که دست ما را می‌گیرند و قدم‌به‌قدم راهنمایی‌مان می‌کنند تا به جایی که باید برسیم.

فروچی، فیلسوف و روان‌شناس ایتالیایی نظریه‌های تربیتی خود را ساده و با زبان طنز بیان کرده است. به همین علت است که این کتاب می‌تواند حتی برای افرادی که فرزندی ندارند جذاب و آموزنده باشد.

.

در این اثر برخلاف دیگر کتب روان‌شناسی برای هر واکنش کودکان یک راهکار و دستورالعمل ارائه نمی‌شود. فروچی با نگارش این کتاب قصد داشته به والدین یادآوری کند که پدر و مادر بودن به معنای آموزش دائمی و اصلاح کودکان نیست بلکه به معنای لذت بردن از تربیت و رشد کودک به همراه یادگیری از اوست.

بخشی از تجارب پدرها و مادرها بی‌نظیر و نادر است اما بخش دیگری از این تجربیات اتفاقات رایجی میان آنهاست مثلاً بسیاری از پدر و مادرها از هوش و استعداد بچه‌شان شگفت‌زده می‌شوند، آنها از بچه‌هایشان انتظاراتی دارند، لحظاتی پر از شک، شگفتی، لذت و یا خستگی را تجربه می‌کنند. فروچی در این کتاب درباره این موضوعات حرف می‌زند.

.

.

۴ جمله گزینه از کتاب:

“در طول زندگی‌مان در مقام پدر و مادر می‌توانیم طوری رفتار کنیم که گویی محکوم به بردگی و گذراندن زندگی سرشار از اضطراب و نگرانی هستیم، همچنین می‌توانیم طوری عمل کنیم که انگار به سفری پر از شناخت و لذت و بصیرت رفته‌ایم. چه چیزی باعث می‌شود راه بهتری را انتخاب کنیم؟ “

.

“نمی‌توانم پدر مادرهایی را که مرتب به بچه‌هایشان می‌گویند: مواظب باش! دست نزن! برگرد! را تحمل کنم. این کار بهترین روش برای پرورش بچه‌هایی ترسو و محتاط است. فریاد دلهره که در طول نسل‌ها منعکس می‌شود.”

.

“کودکان آینه ما هستند. آینه بی‌طرف، رک و افشاگر است. در ضمن کمی هم ترسناک! آنچه را هستیم به ما نشان می‌دهند بدون هیچ توضیح و تفسیری. چیزهایی از ما را به ما می‌گویند که خودمان از آنها بی‌خبریم یا خبر داریم و ترجیح می‌دهیم خودمان را به بی‌خبری بزنیم.”

.

“تضاد بین حرف و عمل ما بسیار به چشم بچه‌ها می‌آید. دنیای بزرگ‌ها گویی کارخانه دروغ‌سازی است.”

The post من و کتاب «بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند؟» first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/02/%d9%85%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%da%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7-%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2/feed/ 0
کتاب عملیاتی بخوانیم یا نگرشی؟ https://srazban.ir/2021/02/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85-%db%8c%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%9f/ https://srazban.ir/2021/02/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85-%db%8c%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%9f/#respond Sun, 21 Feb 2021 21:25:15 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2478 فرض کنید در یک جنگل گم شده‌اید و هوا تاریک است، از اینکه نمی‌دانید محیط اطرافتان چه شکلی است وحشت کرده‌اید. روی زمین یک چراغ‌قوه پیدا می‌کنید، سپس یک رد…

The post کتاب عملیاتی بخوانیم یا نگرشی؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>
فرض کنید در یک جنگل گم شده‌اید و هوا تاریک است، از اینکه نمی‌دانید محیط اطرافتان چه شکلی است وحشت کرده‌اید. روی زمین یک چراغ‌قوه پیدا می‌کنید، سپس یک رد پا انسان را مقابلتان می‌بینید.

چراغ‌قوه مثل کتاب نگرشی است، به شما کمک می‌کند یک‌چشم اندازی داشته باشید. بتوانید تا چند متر اطرافتان را ببینید و تقریباً متوجه شوید که کجا ایستاده‌اید. رد و پای انسانی که می‌بینید مثل کتاب‌های عملیاتی هستند. یک مسیر مشخص گام‌به‌گام که به هدف خاصی منتهی می‌شود. ولی ممکن است این مسیر، مسیر شما نباشد.

اگر هم چراغ‌قوه را داشته باشد هم رد پایی پیدا کنید، بهترین حالت است، به‌این‌ترتیب مجهزترید و امکان اینکه در مسیر درست قرار بگیرید بیشتر است.

اگر فقط رد و پا را پی بگیریم شاید به بیراهه رویم ولی اگر نگرش کلی و چشم اندازه درستی را انتخاب کرده باشیم، می‌دانیم دنبال چه راهی هستیم و هر راهی را نمی‌رویم.

.

گاهی افراد اسم کتاب‌های نگرشی را می‌گذارند کتاب‌های شعاری! می‌گویند کتاب باید به من بگوید الان دقیقاً چه‌کار کنم. این رویکرد تفکری همیشه وجود داشته است. این دسته از افراد نتیجه‌گرا هستند.

در واقع معتقدند آنچه که دستاورد عملی ندارند اساساً بی‌فایده است.

چنین افراطی منطقی نیست. گام قبل از عمل تفکر است. باید بدانیم که چه می‌خواهیم، خودمان و شرایط را بشناسیم و سپس در گام بعد متناسب با نیاز و شرایط دنبال راهکار برویم.

میان هزاران راهکاری که هزاران نفر ارائه می‌دهند، از کجا متوجه شویم کدام‌یک مناسب ماست؟

نتیجه می‌شود آن که هر روز مانند یک بطری سرگردانی که روی موج‌ها افتاده است، این سمت و آن سمت کشیده می‌شویم و احتمالاً آخرسر به گل می‌نشینیم.

آن نگرش است که با ما کمک می‌کند بتوانیم راهکارهای متنوعی که ارائه می‌شود را داوری کنیم و راهکار متناسب را انتخاب کنیم یا حتی ابداع کنیم.

.

اکثر مسائل ما آن‌قدر پیچیده‌اند که خیلی اوقات کسی نمی‌تواند راهکاری برای آنها تجویز کند و خود ما بهترین فردی هستیم که با آگاهی و شناخت خوب می‌توانیم راهکارهایی را با هم ترکیب کنیم و روش شخصی‌سازی‌شده خودمان را پیش بگیریم.

ساده‌لوحانه است اگر فکر کنیم افرادی وجود دارند که دانای کل هستند و جواب چالش‌های ما را در جیبشان دارند!

کتاب‌های عملیاتی هم کارا هستند ازآن‌جهت که ذهن ما را باز می‌کنند و آشنایی با راهکارهای متنوع کمک می‌کند تا راه حل های مختلف را ببینیم و فکر کنیم که «آهان! از چنین راهی هم می‌شود رفت!» و غالباً ترکیب این «آهان»ها نتیجه‌ای رضایت‌بخش می‌دهند.

The post کتاب عملیاتی بخوانیم یا نگرشی؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/02/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85-%db%8c%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%9f/feed/ 0
معرفی کتاب «صلح را باید از کودکی آموخت» https://srazban.ir/2021/01/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa/ https://srazban.ir/2021/01/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa/#respond Wed, 13 Jan 2021 22:02:55 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2350 به نظر من نظام تعلیم و تربیت در حال حاضر مثل مسابقه دو است، همه دارند میدوند که اول شوند. چون همه برای اول شدن میدوند هیچ چیز را نمی بینند. این یعنی یک نظام رقابتی،

The post معرفی کتاب «صلح را باید از کودکی آموخت» first appeared on سمیه رزبان.

]]>

مشخصات کتاب:

این کتاب که در دو جلد تدوین شده است، به کوشش پریچهر نسرین پی نگاشته شده و در جلد اول آن با زنده یاد توران میرهادی و آقای ناصر یوسفی مصاحبه شده است و موضوع صلح از دیدگاه این دو متخصص حوزه تعلیم و تربیت مورد کندکاو قرار گرفته است.

کتاب صلح را باید از کودکی آموخت، توسط نشر کارگاه کودک، چاپ شده، درباره دستیابی به فرهنگ صلح است و درباره این است که آیا اساسا صلح اکتسابی است و اگر هست چگونه می توان آن را آموخت و آموزش داد؟

.

کمی درباره توران میرهادی

توران خانم سال ۱۳۰۶ در تهران بدنیا آمد. در منطقه شمیران و در چادر! چون در آن زمان بیماری های واگیردار شیوع پیدا کرده بود و خانواده توران خانم تابستان ها را در چادری در شمیران می گذراندند!

مادر توران شیفته ادبیات و موسیقی بود و در هنرستان کمال الملک تاریخ هنر تدریس می کرد و از دوران کودکی بسیار برای او شعر و داستان می خواند و موسیقی می نواخت. او برای آشنایی بیشتر فرزندانش با ادبیات و فرهنگ ایرانی جلساتی را هم ترتیب داده بود که در آن ها شاعران و نویسندگان گرد هم می آمدند.

توران بعد از تمام شدن جنگ دوم جهانی، در سال ۱۳۲۵شمسی در بحبوحه ویرانی و گرسنگی در اروپا، به فرانسه رفت و در رشته روانشناسی تربیتی در دانشگاه «سوربن» و همزمان در رشته آموزش پیش از دبستان و ابتدایی در کالج «سوینه» پاریس درس خواند. مهم ترین دستاورد این آموزش‌ها برایش دستیابی به نگرشی نو به پرورش کودکان بود.

.

توران خانم از آن دسته از آدم هاست که عرض زندگی شان بسیار زیاد است. لیست فعالیت های این زن بزرگ بسیار طولانی است. در اینجا به چند فعالیت مهم او اشاره می کنم:

او بعد از تحصیلش به کار در کودکستان و زبان‌آموزی پرداخت.

در سال ۱۳۳۴ به نام برادر از دست رفته‌اش، کودکستان فرهاد و بعدها، دبستان و راهنمایی فرهاد را بنیاد نهاد. توران برادر جوانش را بسیار دوست داشت و از دست دادن او برایش غم بزرگی بود. معروف ترین جمله توران میرهادی که احتمالا آن را خوانده اید هم اشاره به همین غم او دارد:

« همیشه غم بزرگ را تبدیل کنید به کار بزرگ»

.

مدرسه فرهاد که یکی از کارهای بزرگ توران بود و به نام برادر از دست رفته اش نامگذاری شد، به تدریج رشد کرد و گام های بزرگی برداشت. کارشناسان می گویند توران و همکاران پردغدغه اش روش های آموزشی را در مدرسه فرهاد پیاده سازی کردند که شبیه به مدارس مونته سوری بود.

این جملات توران میرهادی، طرز تفکرش در مورد آموزش را به خوبی نشان می‌دهد:

بزرگترین خطری که امروز آموزش و پرورش کشور ما را تهدید می‌کند، عامل اسارت‌بار رقابت است که همه‌گیر شده‌است و با وجود این عامل، نمی‌توانیم انسان‌هایی سازنده را به جامعه تقدیم کنیم.

بیایید این رقابت را به همکاری، همیاری و مشارکت بدل کنیم تا فرزندان ما بتوانند به حداکثر توانایی‌های خود برسند و احساس آرامش بکنند.

.

مدرسه‌ی فرهاد، با این مدل ذهنی اداره می‌شد. بچه‌ها را این‌گونه تربیت می‌کرد. تا سال ۵۷ مدرسه فرهاد توسعه پیدا کرده بود و حدود هزار دانش آموز داشت ولی بعد از انقلاب این مدرسه مصادره شد و فعالیتش را متوقف کردند.

کتاب «جستجو در راه ها و روش های تربیت» گردآمده‌ای از تجربه‌های او در درازای ۲۵ سال سرپرستی مدرسه ی فرهاد است. میرهادی در کلاس‌های تربیت مربی کودک در شهرهای مشهد، تبریز، رشت و تهران درس می‌داد و با «اداره مطالعات و برنامه‌های وزارت آموزش و پرورش» و «سازمان کتاب‌های درسی» در زمینه آزمایش کتاب‌های درسی نو در مدرسه فرهاد و تدوین کتاب‌های درسی و برنامه ریزی درسی دوره ابتدایی همکاری داشت.

.

اگر علاقه مند هستید بیشتر درمورد این زن فعال و شجاع بدانید، پیشنهاد می کنم مستند توران خانم را ببینید. این ساخته‌ی رخشان بنی‌اعتماد و مجتبا میرتهماسب است و به صورت اینترنتی منتشر شده است.

.

بریده هایی از کتاب

“خیلی دلم می خواهد، کسی بیاید و سادیسم (دگر آزاری) موجود در کارتون تام و جری را تحلیل کند. یعنی این کارتون که خواهان و طرفداران زیادی دارد، در تحلیل نهایی زمینه ساز بسیاری از بحران های روانی است. در این کارتون یک گربه و یک موش می بینیم که دایما یکدیگر را آزاد می دهند. در مقابل هم قرار می گیرند و هم دیگر را تهدید می کنند. آن وقت تعجب می کنیم که چرا کودکان همدیگر را آزار می دهند. کمی به سیستم لذت، از آزار دادن توجه کنیم و به اشکال گوناگون آن! در حقیقت ما داریم آزاردهی را تعمیم می دهیم.”

.

” به نظر من نظام تعلیم و تربیت در حال حاضر مثل مسابقه دو است، همه دارند میدوند که اول شوند. چون همه برای اول شدن میدوند هیچ چیز را نمی بینند. این یعنی یک نظام رقابتی، این نظام رقابتی در واقع به نوعی اسارت فکری بوجود می آورد و هر هدفی را از محتوی خالی می کند. دیگر اهداف انسانی نیستند. این روزها حالی خاص، علم را مهار کرده است. آن علم و دانشی که روزی باعث افتخار و سربلندی انسان ها می شد، امروز وسیله ای است در اختیار قدرت ها. همه چیز در خدمت قدرت است نه در خدمت انسان. این جایی است که انسان باید از خودش بپرسد: در خدمت که هستم و در خدمت چه هستم؟”

.

” هر نوزاد اگرچه بسیاری از ویژگی ها مانند عشق، کینه، محبت، جنگ، صلح، خشم، شادی و غیره را با خود به دنیا می آورد، اما چگونگی بروز هر یک از آنها بسیار تحت تاثیر محیط و آموزش هایی است که می بیند. به همین دلیل گروه بزرگی از روانشناسان و جامعه شناسان معتقدند بروز هر یک از این ویژگی ها اکتسابی است. یعنی انسان می آموزد چگونه عشق بورزد و یا چگونه دیگران را دوست داشته باشدد و یا با دیگران در صلح باشد. صلح آموختنی است، همان طور که عشق آموختنی است. “

.

“صلح در دو شکل صلح درون و صلح برون وجود دارد. صلح درون وقتی است که فرد با خودش در آشتی است، احساس می کند انسان خوبی است، خوب کار می کند، نسبت به دیگران احساس محبت می کند و به آنها کمک می کند. میتوان گفت فرهنگ صلح با خود شروع می شود و سپس کل جامعه را در بر می گیرد.”

The post معرفی کتاب «صلح را باید از کودکی آموخت» first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/01/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa/feed/ 0
قبیله ات را بساز! https://srazban.ir/2020/11/%d9%82%d8%a8%db%8c%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b3%d8%a7%d8%b2/ https://srazban.ir/2020/11/%d9%82%d8%a8%db%8c%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b3%d8%a7%d8%b2/#comments Tue, 10 Nov 2020 08:16:50 +0000 http://somayerazban.ir/?p=1994 ۱ سِت گادین، بزرگِ علم بازاریابی و مدیریت در کتابش به نام «قبایل» مفهوم بسیار جالبی را عنوان می کند. از زمانی که این کتاب را خواندم نگاه جدیدی به…

The post قبیله ات را بساز! first appeared on سمیه رزبان.

]]>

۱

سِت گادین، بزرگِ علم بازاریابی و مدیریت در کتابش به نام «قبایل» مفهوم بسیار جالبی را عنوان می کند. از زمانی که این کتاب را خواندم نگاه جدیدی به کار و فعالیتم پیدا کردم و با ذوق آن را به نزدیکانم هم می گویم.

پیشینه ست گادین برای من خیلی جذاب است، او در رشته کامپیوتر و بعد از آن فلسفه تحصیل کرده و بعد سراغ رشته MBA در دانشگاه استنفورد رفته است. دلیل جذابیت این روند تحصیلی ست گادین برایم این است که مرا یاد صحبت دوستم، مریم می اندازد. مریم از کارشناسی رشته اش کامپیوتر بوده و چند سال پیگیر آموزش های فنی تخصصی و تدریس شده ولی از جایی به بعد علاقه مند به فلسفه و بعد فلسفه تعلیم و تربیت می شود و سر از رشته تکنولوژی آموزشی در میاورد تا به نوعی در این رشته علایقش را ترکیب کند و خوشبختانه الان همکلاسی و دوست نزدیکم است.

مریم آرزو دارد که کاش روزی در واحد های درسی دانشجوهای کامپیوتر، فلسفه هم گنجانده شود. همچنین در واحدهای درسی دانشجوهای علوم انسانی مثل علوم تربیتی دروس برنامه نویسی به طور جدی گنجانده شود. مریم می گوید بچه های کامپیوتر بعد از مدتی مثل ربات می شوند و فقط کد می زنند و فراموش می کنند که فکر کنند در خدمت چه فلسفه و هدفی دارند کار می کنند. از طرفی دیگر بچه های علوم تربیتی فقط حرف می زنند، فلسفه بافی می کنند و غالبا خروجی ملموس و موثری ندارند و حتی اعتمادبنفش آن ها را هم ندارند. تجربه من هم این موضوع را تایید می کند و امیدوارم روزی این اتفاق بیوفتد.

۲

برویم سراغ مفهوم قبیله، ست گادین می گوید بزرگ ترین رهبران همیشه کسانی بودند که راهی را شروع کردند، کسانی که منتظر دیگران نماندند و بجای نق زدن، کار خود را آغاز کردند. مثلا جیمی ویلز، خالق ویکی پدیا از نظر او یک رهبر است. کسی که ایده ویکی و وبلاگ نویسی را آغاز کرد و امروز کمتر کسی است که بارها به ویکی پدیا مراجعه نکرده باشد. در واقع جیمی ویلز یک قبیله ساخته است و توانسته است هنرمندانه افراد زیادی را عضو قبیله اش کند.

از نظر گادین قبیله یعنی گروهی از افرادی که همفکرند، با یکدیگر در ارتباطند و برای رسیدن به یک ایده به یکدیگر کمک می کنند. همه انسان ها نیاز دارند که به چیزی تعلق داشته باشند و این احساس تعلق یک مکانیزم برای بقا انسان است. ما تمایل داریم به گروهی تعلق داشته باشیم که همفکر ما هستند و به کمک یکدیگر برای رسیدن به هدفی تلاش کنیم.

انسان ها به سمت رهبران و ایده های آنها جذب می شوند و تمایل دارند تا در این مسیر همراه قبیله باشند و با رهبر قبیله و دیگر اعضا ارتباط داشته باشند.

نکته خیلی مهم و قشنگ این کانسپت این است که او تاکید می کند که

قبیله ای می تواند موفق باشد که رهبر آن به دنبال رشد اعضای قبیله اش باشد و نه رشد جایگاه خودش، و اگر هم رشد می کند نتیجه تلاشش در جهت رشد دیگران باشد.

۳

ما می توانیم به فعالیتمان در شبکه های اجتماعی و فضای وب، از این زاویه نگاه کنیم. یعنی به تولید محتوایمان فقط از دید آنکه خودمان را رشد دهیم و درآمدی کسب کنیم نگاه نکنیم. تلاش کنیم تا یک ایده ارزشمند داشته باشیم تا بتونیم هم به کارمان معنا بدهیم، هم برای رسیدن به آن به همراهانمان کمک کنیم تا ضمن رشد خودمان آنها هم کنارمان رشد کنند.

۴

چند روز پیش به خواهر کوچکم همین موضوع را می گفتم. او که ده سال بیشتر ندارد ادمین یک گروه کتابخوانی کودک است و هشت ماه است که هر روز در کانالشان محتوا تولید می کنند، بازخوانی کتاب دارند، معرفی کتاب و نویسندگان کودک و غیره. گاهی فعالیت دوستانش در گروه کم می شود. به او می گفتم سراغ دوستانش برود و جویا شود که چرا فعالیتشان کم شده و سعی کند کمکشان کند.

مثلا اگر کتاب خوبی ندارند تا بخوانند و معرفی کنند به آنها کتاب امانت بدهد یا بهشان کتاب معرفی کند، اگر مشکل تولید دارند به آنها آموزش بدهد و اینها. به او گفتم گروه کتابخوانی اش را مثل یک قبیله ببیند و تلاش کند تا اعضای قبیله اش همزمان با خودش رشد کنند، وگرنه رغبت آنها از همراهی با گروه کم می شود و روز به روز احساس می کنند فاصله شان با رهبر قبیله بیشتر شده است و ناامید می شوند.

خواهرم به دقت گوش کرد و حالا چند روز است حواسم به گروه هست، فعالیت دوستانش بیشتر شده و گویا فسقلیِ عملگرایّ ما اینبار هم فوری به دنبال اجرای آموخته جدیدش رفته است.

۵

ست گادین موسس چندین شرکت و استارت آپ است و یک آژانس تبلیغاتی دارد ولی این روزها اصلی ترین فعالیتش وبلاگ نویسی و تولید و فروش محصولات آموزشی (نمونه هایی از دوره های آنلاین او) است و این انتخاب او هم می تواند الهام بخش باشد. او به همه توصیه می کند تا برای بهتر کردن اوضاع جهان گوشه ای را انتخاب کنند و سعی کنند با ایجاد یک قبیله و تولید مداوم محتوای آموزشی، گام به گام تلاش کنند ایده کوچک خود را به منصه ظهور برسانند.

مدل فکری ست گادین را بسیار می پسندم و چند وقتیست من هم به قبیله او پیوستم.

The post قبیله ات را بساز! first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2020/11/%d9%82%d8%a8%db%8c%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b3%d8%a7%d8%b2/feed/ 1
رابطه ثروت و خرسندی از نگاه شوپنهاور https://srazban.ir/2019/09/%d8%ab%d8%b1%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/ https://srazban.ir/2019/09/%d8%ab%d8%b1%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/#comments Mon, 30 Sep 2019 17:21:24 +0000 http://somayerazban.ir/?p=1525 ۱۸ ساله بودم که به توصیه روان‌شناسی که گفته‌هایش را دنبال می‌کردم، اهدافم را روی کاغذ آوردم. از پنج هدف چهار هدفم معطوف به پیشرفت مالی بود و خیالم آن…

The post رابطه ثروت و خرسندی از نگاه شوپنهاور first appeared on سمیه رزبان.

]]>
۱۸ ساله بودم که به توصیه روان‌شناسی که گفته‌هایش را دنبال می‌کردم، اهدافم را روی کاغذ آوردم. از پنج هدف چهار هدفم معطوف به پیشرفت مالی بود و خیالم آن بود که با پول می‌شود همه چیز را بدست آورد؛ بنابراین چند سال تلاش بی‌وقفه کنم تا به حدی که مدنظرم هست برسم تا بقیه عمر را با صرف زمان کمتر و آسودگی خاطر کار کنم و به فعالیت‌هایی که علاقه دارم بپردازم.

به‌تدریج ولی متوجه شدم قاعده زندگی جور دیگری است. زیرا اهداف مادی تمام‌نشدنی‌اند، وقتی هنوز به هدف اول نرسیدی در ذهنت هدف بعدی را ترسیم می‌کنی و خودت را با سایر افراد پله‌های بالاتر مقایسه می‌کنی، بنابراین این مسیر انتها ندارد.

از سوی دیگر آسودگی معنای دیگری دارد، آسودگی به معنای بیکاری و بی مشکل بودن نیست بلکه به معنی پختگی و برنامه‌ریزی درست است. چه‌بسا زندگی که چالش و تلاطمی نداشته باشد ما را به پوچی می‌رساند و کشنده است!

مهم‌تر از همه اینکه، وقتی چند سال خودت را از فعالیت‌های لذت‌بخش که جسم و روان ما را شارژ می‌کند، محروم کنی، دیگر به این نوع سبک زندگی عادت می‌کنی و مزه شیرین این فعالیت‌ها را فراموش می‌کنی، فرسوده می‌شوی و دیگر زندگی را جور دیگری می‌بینی و به زندگی ماشینی و خالی‌ات ادامه می‌دهی.

بنابراین غرق شدن در بدست آوردن پول خرسندی به دنبال نخواهد داشت زیرا جسم و روان ما نیاز به تغذیه شدن دارند. وجود ما با ورزش، مطالعه، فعالیت‌های خیرخواهانه، سفر، موسیقی، فیلم‌های خوب، بازی، ملاقات عزیزان و دوستان خوب و آموختن مهارت‌های موردعلاقه است که تغذیه می‌شود نه با اندوختن ثروت. ثروت وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف دیگر می‌تواند باشد نه هدف اصلی.

امروز که از زبان آرتور شوپنهاور (در کتاب “در باب حکمت زندگی”) همین افکارم را به زبان شیواتر و دقیق‌تر خواندم، چنان به جانم چسبید حض بردم که حیفم آمد آن را به اشتراک نگذارم:

… عاقلانه‌تر آن است که در جهت سلامت و تربیت توانایی‌های خود بکوشیم، تا در راه ثروت، اما این گفته نباید سوءتعبیر شود به‌گونه‌ای که در کسب وسایل لازم و مناسب خود سهل‌انگاری کنیم. ثروت به معنای واقعی کلمه یعنی اضافات، ممکن نیست ما را در کسب خرسندی چندان یاری کند. از این روست که بسیاری از ثروتمندان ناخرسندند، زیرا فاقد تربیت واقعی فکری و شناخت‌اند… آنچه ثروت می‌تواند فرای ارضای نیازهای واقعی و طبیعی فراهم آورد، در خشنودی ما تأثیر اندک دارد. برعکس، خشنودی ما در اثر نگرانی‌های بسیار و ناگزیر که از نگهداری دارایی کلان ناشی می‌شود، مختل می‌گردد. بااین‌وجود، آدمیان در راه کسب ثروت هزار بار بیش‌تر می‌کوشند تا در کسب فرهنگ، حال‌آنکه به‌یقین آنچه هستیم بسیار موجب سعادت ما می‌شود تا آنچه داریم…

 

ثروت و رضایت از زندگی

علت اسراف بی حسابی که باعث می شود جوان یک خانواده ثروتمند، میراث کلان خود را در اندک زمانی به باد می دهد، چیزی نیست مگر یکنواختی کسل کننده ناشی از همین فقر و خلا ذهنی که وصف آن رفت. چنین جوان به ظاهر ثروتمندی که با فقر درونی وارد جامعه شده است، بیهوده می کوشد با به دست آوردن همه چیزهایی که در بیرون وجود دارد. ثروت ظاهری را جایگزین غنای درونی کند. او به پیر فرتوتی می ماند که می کوشد با رایحه دختران جوان، خود را تقویت کند. به این ترتیب سرانجام فقر درونی موجب فقر بیرونی نیز می گردد. آنچه آدمی در خود دارد، برای خرسندی اش در زندگی، اساسی ترین امر است…»

The post رابطه ثروت و خرسندی از نگاه شوپنهاور first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2019/09/%d8%ab%d8%b1%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/feed/ 3