کتاب عملیاتی بخوانیم یا نگرشی؟
فرض کنید در یک جنگل گم شدهاید و هوا تاریک است، از اینکه نمیدانید محیط اطرافتان چه شکلی است وحشت کردهاید. روی زمین یک چراغقوه پیدا میکنید، سپس یک رد پا انسان را مقابلتان میبینید.
چراغقوه مثل کتاب نگرشی است، به شما کمک میکند یکچشم اندازی داشته باشید. بتوانید تا چند متر اطرافتان را ببینید و تقریباً متوجه شوید که کجا ایستادهاید. رد و پای انسانی که میبینید مثل کتابهای عملیاتی هستند. یک مسیر مشخص گامبهگام که به هدف خاصی منتهی میشود. ولی ممکن است این مسیر، مسیر شما نباشد.
اگر هم چراغقوه را داشته باشد هم رد پایی پیدا کنید، بهترین حالت است، بهاینترتیب مجهزترید و امکان اینکه در مسیر درست قرار بگیرید بیشتر است.
اگر فقط رد و پا را پی بگیریم شاید به بیراهه رویم ولی اگر نگرش کلی و چشم اندازه درستی را انتخاب کرده باشیم، میدانیم دنبال چه راهی هستیم و هر راهی را نمیرویم.
.
گاهی افراد اسم کتابهای نگرشی را میگذارند کتابهای شعاری! میگویند کتاب باید به من بگوید الان دقیقاً چهکار کنم. این رویکرد تفکری همیشه وجود داشته است. این دسته از افراد نتیجهگرا هستند.
در واقع معتقدند آنچه که دستاورد عملی ندارند اساساً بیفایده است.
چنین افراطی منطقی نیست. گام قبل از عمل تفکر است. باید بدانیم که چه میخواهیم، خودمان و شرایط را بشناسیم و سپس در گام بعد متناسب با نیاز و شرایط دنبال راهکار برویم.
میان هزاران راهکاری که هزاران نفر ارائه میدهند، از کجا متوجه شویم کدامیک مناسب ماست؟
نتیجه میشود آن که هر روز مانند یک بطری سرگردانی که روی موجها افتاده است، این سمت و آن سمت کشیده میشویم و احتمالاً آخرسر به گل مینشینیم.
آن نگرش است که با ما کمک میکند بتوانیم راهکارهای متنوعی که ارائه میشود را داوری کنیم و راهکار متناسب را انتخاب کنیم یا حتی ابداع کنیم.
.
اکثر مسائل ما آنقدر پیچیدهاند که خیلی اوقات کسی نمیتواند راهکاری برای آنها تجویز کند و خود ما بهترین فردی هستیم که با آگاهی و شناخت خوب میتوانیم راهکارهایی را با هم ترکیب کنیم و روش شخصیسازیشده خودمان را پیش بگیریم.
سادهلوحانه است اگر فکر کنیم افرادی وجود دارند که دانای کل هستند و جواب چالشهای ما را در جیبشان دارند!
کتابهای عملیاتی هم کارا هستند ازآنجهت که ذهن ما را باز میکنند و آشنایی با راهکارهای متنوع کمک میکند تا راه حل های مختلف را ببینیم و فکر کنیم که «آهان! از چنین راهی هم میشود رفت!» و غالباً ترکیب این «آهان»ها نتیجهای رضایتبخش میدهند.
دیدگاهتان را بنویسید