بسیار سفر باید…
بارها این موضوع به من اثبات شده است که اگر کسی در زمینه ای رشد قابل توجهی دارد و در آن به نوعی می درخشد، یک پیشینه چندین ساله در آن حیطه دارد.
او دوران نسبتا طولانی دیده نشده است، یا بعضا به عمد تصمیم گرفته است که دیده نشود و از یک جایی به بعد جای خودش را در آن حوزه باز کرده است.
این ترم با دکتر طلایی درس سمینار را داریم و با راهنمایی او در حال نوشتن پایه های پروپوزالمان هستیم. دکتر طلایی بنظرم استاد تمثیل های زیباست. برای نوشتن بخش بیان مسئله به ما گفت: « باید ابتدا درباره موضوع رساله تان توضیح دهید سپس مثل یک تازه عروس که وارد خانواده همسرش شده است جای خودتان را در آن خانواده باز کنید. بنظرتان یک تازه عروس چطور می تواند جای خودش را باز کند؟ منطقی است که خوب در مورد پیشینه آن خانواده، فرهنگشان، اصطلاحات رایج و دیدگاه هایشان بداند تا با توجه به آن ها خودش را در دلشان جا کند.»
بعدش هم سریع گفت: «تازه دامادها هم همینطور»، احتمالا برای اینکه سریع ما ۴ همکلاسی خانم اعتراض نکنیم که مثالش جنسیت زده است (:
.
این مثال را دوست دارم، نه تنها در بیان مسئله تحقیق باید مثل یک تازه عروس عمل کنیم بلکه برای ورود به هر حرفه و حیطه ای باید این کار را انجام دهیم تا مخاطب بتواند ما را بپذیرد.
باید مدت نسبتا طولانی وقت بگذاریم و روی ابعاد مختلف آن حرفه متمرکز شویم، تا بتوانیم به نقطه پرتگاهمان برسیم.
شاید ساز مخالف بزنید و بگویید اینطور نیست، برخی شانس دارند، برخی با پول موفق می شوند و برخی با رانت. ولی باور کنید هیچ کدام از این میانبرها ماندگار نیستند و در بهترین حالت فقط به پول ختم می شوند نه حس عمیق تاثیرگذاری و خرسندی.
درباره رابطه پول با خرسندی از دیدگاه شوپنهاور در این مقاله نوشتم، چقدر این دیدگاه شوپنهاور را دوست دارم.
دیدگاهتان را بنویسید