سوفیست های ایرانی!
۱
در سالهای گذشته شاهد این اتفاق هستیم که خیلی از افراد مشهور، در حوزه های پرطرفدار مثل روانشناسی، بعد از مدتی که طرفداران زیادی پیدا می کنند و در قبال فروش محصولات و خدمات آموزشی شان پول خوبی به جیب می زنند، افشا می شود که اصلا در زمینه ای که مدعی هستند هیچ مدرک تحصیلی و رزومه تخصصی نداشته!
مثلا هفته پیش که این اتفاق درباره دکتر علیرضا شیری افتاد و مستندات متعددی منتشر شد که گویای این حقیقت است که ادعاهای زیاد آقای دکتر درباره مدارک تحصیلی از دانشگاه آکسفورد و کمبریج و سوابق کاری خارج از کشورش دروغ است و تنها مدرک ایشان یک مدرک پزشکی عمومی پرحاشیه در ایران است و بس. قبل تر هم چنین مواردی را شاهد بودیم.
متاسفانه مثال های این گونه در حیطه های مختلف زیاد داریم.
یک نکته عجیب دیگر هم آن است که این افراد حتی بعد از افشاگری درمورد سوابقشان همچنان طرفدارانشان را دارند! کسانی که به محض مطرح کردن نقدهایی درباره مرادشان رگشان بیرون می زند و خشمگین می شوند.
۲
ناخودآگاه یاد عصر سقراط می افتم؛
یعنی پونصد سال قبل از میلاد مسیح در یونان، که افرادی معروف به سوفیست ها از مهارت سخنوری و سفسطه استفاده می کردند و به واسطه بیان شیوا و فریبنده شان افراد را جذب می کردند.
آنها معتقد بودند آدم ها به جای کشف حقیقت باید سخنوری، جدل و سیاست رو یاد بگیرند چون کشف حقیقت بیهوده است و سودی ندارد! بسیار موفق هم بودند و عموم مردم را جذب کردند و از آموزش سفسطه کردن به مردم درآمد خوبی هم کسب می کردند. یکی از آموزش های جذابشان این بود که به مردم یاد می دادند چطور در دادگاه های نوظهور آتن با سفسطه کردن روی رای قاضی ها تاثیر بگذارند و برنده پرورنده های قضایی شوند…
و سقراط در این زمان متولد شد، سقراط در راه روشنگری و مبارزه با همین سوفیست ها بود که جام زهر را در زندان نوشید و به استقبال مرگ رفت…
بگذریم، بیایم به زمان حال!

۳
درباره فعالیت پرسود سوفیست های ایران امروز دو نکته مهم وجود داره:
یک اینکه چرا هیچ قانونی در این بیست سال وجود نداشته است که به فردی مثل دکتر شیری بگوید شما صلاحیت های ابتدایی برگزاری دوره های تخصصی روانشناسی را نداری؟
هیچ وقت یادم نمی رورد که برای برگزاری یک دوره آموزشی کوچک در یکی از مدارس برای کار پایان نامه ام، با اینکه همسرم هم مدیر مدرسه بود، مجبور شدم به اداره استان بروم و از فیلتر دقیقا ۹ نفر با بدبختی بگذرم. مجوز هم آخر با امضای چندین شرط داده شد!!
آن وقت میبینم ایشان در دانشگاه، تلوزیون و تدایکس و هزارجای دیگر بیست سال است دوره های آموزشی مثلا تخصصی برگزار می کند و بارها در دانشگاه ها و تریبون های مختلف از خاطرات دروغینش در کمبریج و آکسفورد گفته است و با این حرف ها محصولات آموزشی چند میلیون تومانی اش هم به مردم فروخته و همچنان می فروشد!
باور کنید کلاهبرداری فقط فروختن کرم معمولی به جای کرم حلزون نیست!! ضمن اینکه کرم معمولی آسیبی به مردم وارد نمیکند ولی آموزش های غلط و غیرتخصصی می تواند به چند نسل آسیب وارد کند و سلامت روان و جسم انسان ها را مورد تهدید قرار دهد.
۴
نکته دوم آن که، چرا عموم مردم ما جذب سخنرانان قهار می شوند نه متخصصان واقعی؟
تصور می کنم که یک دلیلش آن است که ما وقتی به مشکلی روبرو می شویم بیشتر از آن که بدنبال ریشه یابی و راه حل باشیم دنبال حرف های قشنگ می گردیم! چون راحتتر و جذاب ترند. اصلا حوصله نداریم برای حل یک مسئله چند جلسه مشاوره رویم، مطالعه کنیم و مسئله را عمیق بررسی کنیم.
اما دوست داریم حرفای هیجانی و احساسی یک مثلا آقای دکتری را در پادکست های شیک ده دقیقه ای گوش کنیم! یا حتی گاهی چند میلیون تومان بدیم یک بسته بخریم شامل چند ساعت سخنرانی ایشان و به خودمون افتخار کنیم که دنبال حل علمی مسئله هایمان هستیم و برای آن هزینه می کنیم! آخرش هم به هیچ راهکار عملی هم نرسیم!
این یکی از بزرگترین دام هایی که خیلی اوقات گرفتارش می شویم:

۵
راهکارهای عملی:
این مسئله ابعاد مختلفی دارد، ولی دو راهکار عملیاتی که بنظرم می رسد عبارتند از:
۱- هر کدام از ما وظیفه داریم در جایگاه خودمان و به اندازه ای که می توانیم اهمیت برخورد عملی با مسائل را در جامعه به بحث بگذاریم تا افراد اهمیت تخصص و نگاه علمی را درک کنند و در این زمینه نگاه انتقادی داشته باشند و دل به فروشندگانی با حرف های جذاب و توخالی نسپارند.
۲- متخصصان حوزه های مختلف تلاش کنند زبانشان را به زبان عموم نزدیک کنند، مگر انیشتین نمی گفت زمانی می تونی ادعا کنی که چیزی را یاد گرفتی که بتوانی ان را برای مادر بزرگت توضیح دهی؟
متخصصان عزیز دست از قلمبه سلمبه گویی ها و کمالگرایی ها بردارید و وارد صحنه شوید، با دنیای دیجیتال آشتی کنید و در این فضا محتوا تولید کنید و با ارائه خدمات و محصولات آموزشی باکیفیت، عرصه را برای سوفیست های زمان تنگ کنید.
جامعه ما نیاز به سقراط هایی دارد که در زمینه های مختلف وارد میدان شوند و با خلاقیت و تداوم به مردم کمک کنند تا مسئله هایشان را با نگاه علمی بررسی کنند.
14 Comments
Join the discussion and tell us your opinion.
عالی بود.
خاطرم هست اوایل با حضور در تلویزیون از عنوان کارشناس استفاده می کردن اما الان در پیج شون نوشتن *طبیب* و تاکید دارن که *روانشناس نیستم*.
ممنون.
همینطوره با عنوان روانشناس سالها کار کردند و تدریس کردند ولی بعد از افشا شدن این دروغ فقط بایو پیج تغییر کرد و متاسفانه همچنان طرفداران پروپاقرصی حتی بین افراد تحصیل کرده دارند.
منظورم استفاده از عنوان *روان شناس* بود که به اشتباه نوشته بودم کارشناس.
ثروتاندوزی با استفاده از نقطهضعف دیگران، دادن امیدهای واهی، شیادی محسوب میشه، تا درمان!
و ایشون مجسمهی شیادی و شیادی مجسم هستن.
به نکته خوبی اشاره کردید، دست گذاشتن روی نقطعه ضعف ها…
چقدر خوب گفتید اما من که چیزی حدود ۱۰ سال از بهترین سالهای عمرم رو در کلاسهای ایشون تاب خوردم فقط میدونم چه ضربه ای به وقت و انرژی و پولم خورد و به هیچ مطلق رسیدم . یادم نمیرود تک جمله های گهر بار ایشون رو … حتی موقعی که تو پیششون انتقاد یا اعتراضی میکردم تمام پیامها رو پاک میکرد و بلاک میکرد. کاش مرجعی به کارهای ایشون رسیدگی کنه تا کمتر کسی تو دام جذابیتهای کلام ایشان بیوفتد.
اصلا انتقاد پذیر نیست. یه مثالهایی میزنه کاملا غیر ملموس و غیر عادی، فقط قربون صدقه اونایی میزه که کلاسهای حضوری رو برن
عجب!
اگه یه سرچ ساده میکردید مثلا درباره دکتر هلاکویی متوجه میشدید که ایشون:
مدرک دکترا در رشتهٔ جامعهشناسی از دانشگاه یوتای آمریکا و سه کارشناسی ارشد در رشتههای روانشناسی و اقتصاد از دانشگاه تهران و «مشاورهٔ ازدواج، خانواده و کودکان» از دانشگاه یوتا است.
به انگلیسی هم میتونین سرچ کنید اطلاعات بیشتری ببینین
باید با مدرک به آدمها تهمت بزنید نه اینکه همینجوری توی فضای مجازی هر چی دلتون میخواد بنویسین این چیزا از اخلاق و انصاف دوره و جرمه!اگه حوصله داشتن یا شما رو میدیدن میتونن ازتون شکایت کنن
این مقاله در خصوص ادعاهای دروغ و سوفیست های زمان بود و مثال عمده اش دکتر شیری است، اشاره کردم که در مورد دکتر هلاکویی هم چنین نقدهایی وارد شده است. ایشان را زیرسوال نبردم، دکتر هلاکویی مدرک دکترای مشاوره ندارند و خودشان هم چنین ادعایی نکردند، دوره ای در این خصوص در یکی از دانشگاه های آمریکا گذراندند. پیشنهاد می کنم نسبت به افراد تعصب نداشته باشید.
تعصب نیست واقعیت ها رو ببینید.دکتر هلاکویی توی بهترین جای امریکا مرکز مشاوره دارن یعنی اون کشور انقدبی قانون هستش که اینو متوجه نشن؟ضمنا مگه روانشناس حتما باید دکترا داشته باشه!!!چه حرف ناشیانه ای!!!بطور مثال اقای سهیل رضایی کارشون بسیار حرفه ای و عالی هستش ولی لیسانس دارن! خوبه که حواسمون باشه چه اطلاعاتی به بقیه میدیم این کلمات همه مسئولیت دارن!
بهتره دست از عقده های درونی مان برداریم.
چه بسیار روانشاسان و مشاورانی که در و دکانی باز کرده اند و ذره علم و سواد و حتی شعور ندارند،
حالا گیر یه عده افراد دارای عقده و کمبود شده، چرا دکتر علیرضا شیری اوج گرفته و طرفدار داره؟
من مطالبشون رو دنبال میکنم و برام خیلی اثر بخش بوده.
حالا یه عده بجای اینکه به تهی بودن و حقیر بودن خودشون کمی فکر کنند، سر مدرک ایشون گیر هستند؟
هر فردی که با شما اختلاف نظر داره عقده درونی و کمبود نداره!
خود مدرک مسئله نیست. اینکه به مخاطب دروغ های بزرگ بگی مسئله است.
ادب و تعصب نداشتن رو تمرین کنیم.
هر کسی که دیدگاهی مخالف با شما داره لزوما عقده درونی نداره!
مسئله دروغ گفتن، تخصص نداشتن و فریب دادنه.