فنون نوین تدریس - سمیه رزبان https://srazban.ir یادداشت های من Fri, 05 Mar 2021 08:25:40 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.7.19 https://srazban.ir/wp-content/uploads/2025/01/cropped-لوگو-1-32x32.jpg فنون نوین تدریس - سمیه رزبان https://srazban.ir 32 32 بهترین روش آموزش… https://srazban.ir/2020/12/%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4/ https://srazban.ir/2020/12/%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4/#respond Sat, 26 Dec 2020 21:01:00 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2181 همه ما تجربه آموزش های زیادی را داشتیم و کمتر پیش آمده که ببینیم دو مدرس دقیقا از یک شیوه استفاده کنند. گاهی میان این تکثر گیج می شویم. حقیقتا…

The post بهترین روش آموزش… first appeared on سمیه رزبان.

]]>
همه ما تجربه آموزش های زیادی را داشتیم و کمتر پیش آمده که ببینیم دو مدرس دقیقا از یک شیوه استفاده کنند. گاهی میان این تکثر گیج می شویم. حقیقتا بهترین روش برای آموزش دادن کدام است؟

.

بنظرم در آموزش، مهم ترین نکته نگاه ما به انسان و نگاهمان به علم است. در یکی از سخنرانی های سروش دباغ شنیدم که می گفت اگر مدیریت نظام آموزش عالی به من سپرده شود، درس تاریخ علم را به دروس تمام رشته ها اضافه می کنم.

مریم دوستم که تجربه تحصیل در هر دو شاخه مهندسی و علوم انسانی را دارد هم همین باور را دارد، او می گوید باید همه آشنایی نسبی با فلسفه داشته باشند حتی کسانی که در رشته های علوم پایه و مهندسی تحصیل می کنند.

این تاکید دلیل دارد. چون بسته به این که با چه عینکی به انسان و علم نگاه می کنیم، رفتارمان کاملا متفاوت خواهد بود. اگر انسان را یک لوح سفید بدانیم که قرار است روی آن هر چه اراده کنیم را بنویسیم، ماجرا کاملا متفاوت است با آن که انسان را موجودی ببینیم دارای خصوصیات منحصر به فرد و سازمان فکری و برداشت های خاص خودش.

ساده تر بگویم خیلی از مدرس ها شاگردانشان را گوسفند می بینند و خودشان را چوپانی فرض می کنند که باید آنها را هدایت کنند. آنها دیوار آموزششان را روی همین ستون بنا می کنند. شاید دانش تخصصی خوبی هم داشته باشند و از تکنیک های خوبی هم برای بهبود آموزششان استفاده کنند ولی نهایتا تاثیرگذار نیستند.

چون هیچ انسانی از نگاه بالا به پایین لذت نمی برد. انسان از زیر سلطه چوپان بودن لذت نمی برد. نباید بعد عاطفی آموزش را دست کم بگیریم. وقتی نتوانیم با مدرسی ارتباط عاطفی خوبی برقرار کنیم دیگر او را دنبال نمی کنیم. این بهترین حالتش است.

آن سر طیف این است که از آن مدرس و موضوع آموزش و محیط آموزشی که در آن قرار گرفتیم هم به کل متنفر شویم و الفرار!

.

ممکن است این مدرس از بهترین تکنیک ها و ابزارهای تکنولوژی هم استفاده کند ولی چون همه در راستای همین نگاه او به انسانند هرگز موفق نخواهد بود.

در مقابل مدرسی که برای انسان احترام قائل است و خودش را یک باغبان می بیند و یادگیرندگان را گل، تاثیرگذار است. باغبان وظیفه مراقبت را به عهده دارد. چک کند تغذیه گل چگونه است، نورش مناسب است، چه زمانی به آب نیاز دارد.

باغبان به خوبی درک کرده است که وظیفه اش فراهم کردن شرایط مناسب برای رشد گل است و در کنار گل خودش هم رشد می کند، دایم شادابی یا پژمردگی گل را بررسی می کند و سعی می کند بیشتر یاد بگیرد تا بتواند بهتر از او مراقبت کند.

نگاه بالا به پایین ندارد و خودش را دانای کل فرض نمی کند، اگر به مشکلی بربخورد سرچ می کند، از باغبان های دیگر می پرسد و با تمرکز بیشتری تلاش می کند آن را حل کند، ضمنا او با توجه به ویژگی ها و نیازهای گل های مختلف تصمیم می گیرد که از چه روش ها و ابزارهایی استفاده کند.

مدرسی با این نگاه ممکن است گاهی مسیر اشتباهی را انتخاب کند اما بعد از مدتی خودش متوجه می شود و به مسیر درست برمی گردد، چون نگرش اصلی و افق دیدش درست است و با نگاه تحلیلی و اصلاحگر به آموزش نگاه می کند.

مدرسان چوپان مآب، هر چقدر هم که رنگ و لعاب آموزششان را زیاد کنند ولی باز هم چیزی جز نمایش نیست و طولانی مدت شکست می خورند ولی مدرسان باغبان می توانند یادگیرنده و کلاسشان را تحلیل کنند و روشی را انتخاب کنند که دقیقا مناسب شرایط کلاسشان است.

.

هیچ روشی وجود ندارد که بتوانیم برای همه محیط های آموزشی تجویز کنیم. همانطور که هیچ قرصی وجود ندارد که همه بیماری ها را درمان کند.

در آموزش ما با انسان سروکار داریم و چطور می توان انتظار داشت که بتوانیم برای همه انسان ها یک شیوه را اجرا کنیم و جواب بگیریم؟ مگر آنکه انسان را گوسفند فرض کنیم و هدفمان یکسان سازی باشد و در حقیقت بشویم هیلتر دوم! او هم بدنبال یکسان سازی بود. بله این نگرش می تواند همین قدر خطرناک شود.

.

این موضوع در مورد نگاهمان به علم نیز صدق می کند. آیا علم را چیزی می دانیم که در مرجعی وجود دارد و ما باید برویم آن را یادبگیریم؟ یا علم را حاصل تعامل، گفتگو و برساخته اجتماع و فرهنگ می دانیم؟

اگر نگاهمان نگاه اول است که تلاش می کنیم دانش مرجع را با تکنیک های مختلف در مغز یادگیرنده فرو کنیم. به او یاد بدهیم چطور موضوع را کدگذاری و به خاطر بسپارد، موضوع را ساده می کنیم و با ارزشیابی های دقیق و کمی دایم پیشرفت یادگیرنده را رصد می کنیم.

ولی اگر علم را برساخته اجتماع و حاصل تعامل بدانیم و درک کنیم که بافت فرهنگی و اجتماعی چقدر می توانند روی درک مخاطبانمان تاثیر گذار باشد، برای نوع نگاه یادگیرندگان به موضوع ارزش قائل می شویم.

سعی می کنیم چگونه فکر کردن و نقد کردن را آموزش دهیم تا یادگیرنده خودش بتواند سراغ سرچشمه های دانش برود و به خوبی بتواند منابع آموزشی اش را انتخاب کند. در اینجا دیگر تلاش نمی کنیم موضوع را ساده کنیم، بلکه سعی می کنیم ذهن مخاطب را تقویت کنیم.

.

احتمالا با دیدن عنوان این جستار انتظار داشتید تا در مورد یک شیوه آموزشی مشخص صحبت کنم و حالا با خودتان می گویید این آسمان و ریسمان ها چیست که می بافی، برو سر اصل مطلب. بلاخره چه کار کنیم؟

پیشنهاد نهایی من این است که از خودمان بپرسیم نگاهمان به انسان در عمل تا الان چه نوع نگاهی بوده؟ چوپانیم یا باغبان؟ بیشتر در مورد این سوال اساسی فکر کنیم، درباره اش بنویسیم، خودمان را زیر ذره بین قرار دهیم، کمی فلسفه بخوانیم، با دوستانمان در این باره گپ بزنیم و بشنویم.

بعد از این که بتوانیم به این سوال پاسخ دهیم حالا می دانیم که با خودمان چند چندیم و بعد از آن با توجه به شرایط خاص کلاسمان می رویم سراغ مطالعه روی انواع روش های یادگیری، تبادل نظر با سایر مدرسان و سرچ در اینترنت. هزاران منبع و راهنما در این زمینه وجود دارد، اگر طالب دانستن باشیم.

The post بهترین روش آموزش… first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2020/12/%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4/feed/ 0