آموزش مجازی - سمیه رزبان https://srazban.ir یادداشت های من Fri, 05 Mar 2021 10:30:22 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.7.19 https://srazban.ir/wp-content/uploads/2025/01/cropped-لوگو-1-32x32.jpg آموزش مجازی - سمیه رزبان https://srazban.ir 32 32 تماس با ما https://srazban.ir/2021/03/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7/ https://srazban.ir/2021/03/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7/#comments Fri, 05 Mar 2021 10:30:17 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2587 آدرس ایمیل فعال سمیه رزبان: Somaye.Razban73@gmail.com

The post تماس با ما first appeared on سمیه رزبان.

]]>
آدرس ایمیل فعال سمیه رزبان:

Somaye.Razban73@gmail.com

The post تماس با ما first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/03/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7/feed/ 2
آموزش و تخیل https://srazban.ir/2021/01/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%81-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c/ https://srazban.ir/2021/01/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%81-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c/#respond Wed, 06 Jan 2021 23:02:34 +0000 http://somayerazban.ir/?p=2303 ۱ ستایش خواهرم نشسته بود و فکر می کرد و چیزی می نوشت، از او پرسیدم چه کار می کند، گفت انشا می نویسد. موضوع انشایش این بود که در…

The post آموزش و تخیل first appeared on سمیه رزبان.

]]>
۱

ستایش خواهرم نشسته بود و فکر می کرد و چیزی می نوشت، از او پرسیدم چه کار می کند، گفت انشا می نویسد. موضوع انشایش این بود که در آینده می خواهد چه کاره شود. در ادامه گفت موضوع انشا قبلی اش خیلی قشنگ تر بوده است. گفتم موضوع چه بود؟ گفت سفر به کره ماه.

موضوع برایم جالب شد. از او خواستم تا انشایش را برایم بخواند. گفت برای نوشتن انشایش در اینترنت سرچ کرده است که ماه چه شرایطی دارد، چه شکلی است و دو داستان در این باره را خوانده است. برداشت کلی اش از این یافته ها را با تخیل خودش ترکیب کرده بود و حاصل انشا خوبی شده بود.

مهم ترین بخش آن بود که از آن لذت برده بود و به واسطه آن جستجو کرده بود و اطلاعاتی را خوانده بود که مطئنم در ذهنش خواهد ماند.

۲

سه شنبه همین هفته به دعوت آموزش و پرورش شهر کوهپایه اصفهان، برای معلمان این شهر وبیناری برگزار کردم. موضوع وبینار «پژوهشگری خلاق» بود و هدف آن بود که معلمان به دنیای نوشتن و پژوهش علاقه مند شوند. از آنجایی که موضوع مورد علاقه ام بود و حس کردم صحبت های کاربردی در این زمینه دارم این وبینار را قبول کردم.

انتهای وبینار این نکته را با تاکید فراوان گفتم که خواهشا به دانش آموزان تکالیف نوشتاری دهید. تکالیفی که پاسخ های از پیش تعیین شده ای نداشته باشند. اجازه دهیم بچه ها نوشتن را تمرین کنند.

یکی از دلایل مهم اینکه ما از نوشتن فراری هستیم و نوشتن برایمان انقدر درد دارد این است که آن را تمرین نکرده ایم. نوشتن یک مهارت است و مثل هر مهارت دیگری باید پرورش پیدا کند.

یکی از معلمان عزیز پرسید که نوشتن چقدر ذاتی است و چقدر اکتسابی؟ توضیح دادم که به نظرم کاملا اکتسابی است و تقریبا همه نویسندگان سرشناس سالیان سال نوشته اند و هیچکدام نوشته های اولشان قابل انتشار و ارزشمند نبوده است. از چخوف گفتم که سالیان سال در انزوا خود در جزیره ای می نوشت، از ست گودین که ۱۷ سال است هر روز می نویسد و چند سالی است که کتاب هایش شهرت جهانی گرفته اند.

۳

امروز عکسی از کتابخانه ستایش را استوری کردم و نوشتم: «گاهی چقدر دوست دارم سراغ خواندن کتاب های جذاب و بامزه خواهرم بروم.»

شاید برخی فکر کردند که انگار نه انگار که دانشجوی دکتراست. چه بی کلاس و بچه اس! ولی چند نفری هم واکنش مثبت نشان دادند و گفتند چنین تجربه ای داشتند و بسیار لذت بخش بوده و به خلاقیتشان کمک کرده است. از بین پیام ها یکی از پیام ها بسیار قابل تامل بود. معلمی اینگونه نوشت:

« من یک معلم ابتدایی هستم. من به کار با نرم افزارهای مختلف تسلط کافی دارم و محتواهای خوبی می سازم. اما امروز تدریسی داشتم که هم از نظر خودم هم از نظر بچه ها بهترین تدریس شد. تدریسی که نه در آن محتواهای فانتزی و نرم افزاری مختلف بود و نه وقت خاصی برای آن گذاشته شد. من فقط از تصورات بچه ها به طور صحیح استفاده کردم. تصویرسازی ذهنی فوق العاده است. برای بچه ها یک داستان تخیلی به صورت وویس گفتم و هر مرحله از آن را از بچه ها خواستم که با تصورشان تکمیل کنند. و بگویند در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد. و مرحله بعد داستان را برای آنها می گفتم. و یک ژانر معمایی به داستان اضافه کردم. بچه ها انقدر هیجان زده فعالیت مورد نظر که مربوط به درس علوم بود انجام دادند که حتی متوجه نشدند که این فعالیت مربوط به کتاب بود. و در نهایت خوشحالی من بابت رضایت و شادی بود که دانش آموزانم داشتند و تمام وجود یادگیری آنها را احساس کردم.»

The post آموزش و تخیل first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2021/01/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%81-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/ 0
چرا درباره آموزش آنلاین می نویسم؟ https://srazban.ir/2020/05/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%a2%d9%86%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%9f/ https://srazban.ir/2020/05/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%a2%d9%86%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%9f/#comments Tue, 26 May 2020 20:37:52 +0000 http://somayerazban.ir/?p=1772 استفاده از آن دوره آنلاین، انقلابی در ذهنم ایجاد کرد. فهمیدم باید مدل ذهنی ام را در مورد شیوه یادگیری ام تغییر دهم...

The post چرا درباره آموزش آنلاین می نویسم؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>

۱

مادرم به مطالعه مجله علاقه داشت و از سنین ۳-۴ سالگی قبل از خواب تصویر مادرم در ذهنم مجله به دست ثبت شده است. او هر وقت در خیابان از کنار دکه های روزنامه فروشی رد می شدیم حتما یک مجله می خرید.

بعد از آنکه مدرسه رفتم و باسواد شدم، مجله ای برای کودکان به نام سروش چاپ می شد. حالا من هم مشتری و شیفته مجله سروش کودک شده بود و مرتب دنبالش می کردم و برایشان نقاشی و نامه هم می فرستادم ولی چاپ نمی شدند.

.

۲

در دوران ابتدایی بازی مورد علاقه ام اداره بازی بود. با بچه های فامیل چند ساعت سرگرم طراحی یک نشریه کاغذی کوچک می شدیم و اسم این بازی را گذاشته بودیم اداره بازی!

همیشه دوست داشتم هم بازی هایم که پسر و دختر عمه هام بودند را قانع کنم که مطالب و چیدمان نشریه را مدریت کنم. از آنجایی که در جمع ۶ نفره مان من بزرگتر بودم (با اختلاف ۵ ماه از بعدی) و سرتِق، غالبا حرفم را هم گوش می کردند. البته انصافا ایده های بدی هم نداشتم.

نهایتا نشریه طراحی شده را به پدر و مادرهایمان نشان می دادیم و آنها سری سری نگاهی می کردند و یه ماشالا ماشالایی می گفتند.

.

۳

دانشگاه خوارزمی قبول شدم. شوق و ذوق عمیقی داشتم. چون هم فضای دانشگاه را قبلا دیده بودم و دوست داشتم هم نزدیک خانه مان بود. در دانشگاه گاهی نشریات گروه های مختلف به دستم می رسید همه آن ها را می خواندم و به جزییاتشان توجه می کردم، بعد از مدتی شاخک هایم را تیز کردم و متوجه شدم دانشجوها می توانند از طریق عضویت در انجمن علمی رشته شان، مجله تخصصی راه انداری کنند و لازمه اش شرکت در دوره روزنامه نگاری است.

در دوره شرکت کردم و رفتم گفتم میخواهم مجله ای راه اندازی کنم. گفتند خیلی هم خوب صفحه آرا داری؟ گفتم نه. گفتند باید با نرم افزار این دیزاین مجله را صفحه آرایی کنیم.

کسی را سراغ نداشتم که تجربه صفحه آرایی داشته باشد و حاضر باشد داوطلبانه و مجانی نشریه مان را سر و سامانی دهد. وقت آن رسیده بود که دست بکار شوم و خودم یاد بگیرم. دانشگاه دوره این دیزاین هم گذاشت و با دوستم در این دوره ثبت نام کردیم.

.

۴

آن ترم دوشنبه ها از ساعت هشت صبح تا ۴ و نیم کلاس داشتیم و بعد آن بدو بدو خودمان را به کارگاه این دیزاین می رساندیم و درمانده و وامانده در دوره شرکت می کردیم.

صفحه آرایی ظرافت های زیادی داشت. مدرس دوره آقای رنجبر مرد باتجربه و سخاوتمندی بود و هر چه در چنته داشت را با ما به اشتراک می گذاشت. با این  احوال بازده دوره برایمان پایین بود و دلایل آن عبارت بود از:

۱- مراحل کار با نرم افزار غالبا زیاد و بخاطر سپردن آنها دشوار بود. از طرفی بخاطر سرعت بالای ارائه نه قابل نوشتن بود نه می توانستیم هم زمان با تمرین از کلاس فیلم بگیریم. صدای مدرس را ضبط می کردیم ولی عملا چون بدون تصویر محیط نرم افزار بود، آن هم فایده نداشت.

۲- شرایط فیزیکی کلاس همانطور که در عکس زیر میبینید، نامناسب بود، کامپیوتر ها دور تا دور کلاس رو به دیوار چیده شده بود و دستکتاپ استاد از طریق پروژکتور روی دیوار کلاس قابل مشاهده بود، ما برای دیدن مراحل انجام کار در نرم افزار باید ۹۰ درجه یا ۱۸۰ درجه می چرخیدیم و جز اذیت شدن گردنمان برخی از مراحل ظریف کار را از دست می دادیم.

۳- تایم کلاس، که هم زمان شده بود با اوج خستگی ما بعد از یک روز شلوغ و قابل تغییر نبود.

۴- مشکل رفت و آمد و ترافیک؛ زمستان بود و وقتی کلاس تعطیل می شد هوا تاریک بود و اتوبوس پیدا نمی شد برای اینکه به ورودی دانشگاه که تا دانشکده ۲-۳ کیلومتری فاصله داشت برسیم و مجبور بودیم، با ترس روبرو شدن با سگ های دانشگاه بدو بدو تا ورودی برویم و تازه به میدان حصارک می رسیدیم.

نمی دانم چقدر با میدان حصارک کرج آشنا هستید، ولی اگر روزی خواستید روی انواع آسیب های اجتماعی مطالعه کنید، گزینه بسیار خوبی است 🙂 . با تاریک شدن هوا حصارک غوغا می شد، آدم های مشتی و خفنی پیدایشان می شد که یا مشغول چانه زدن سر خرید وسایل دست دوم از یکدیگر بودند یا در حال خوردن جگر و لبو و آب زرشک های کاملا بهداشتی J فروشنده های دوره گرد.

از  وسط هیاهو آن طرف میدان می رفتیم تا سوار اتوبوس یا تاکسی شویم، منتظر می ماندیم تا تاکسی زرد یا اتوبوسی توقف کند و بلاخره بعد از گذراندن ساعتی ترافیک به خانه می رسیدیم.

خلاصه به هر نحوی بود دوره را گذراندیم و رفتم مجوز نشریه رو گرفتم و یا علی گفتیم و نشریه آغاز شد…

.

۵

برای گردآوری مطالب نشریه مثل بچگی ها، تقسیم کار کردم و حالا وقت صفحه آرایی رسیده بود و دیدم در عمل خیلی نکات ریز را مشکل دارم و بخش هایی از خاطرم رفته،  از طرف دیگر به نکاتی برمیخوردم که در سرفصل های دوره گنجانده نشده بودم.

سرچ کردم و با سایتی آشنا شدم که آموزش ویدیوئی گام به گام این دیزاین را منتشر کرده بود، ذوق زده شدم. قیمتش هم یک سوم کلاسی بود که رفته بودم.

در سایت ثبت نام کردم و دوره را خریدم. با کمک همون فیلم های آموزشی دو روزه صفحه آرایی نشریه را به اتمام رساندم!

اولین بار که نشریه چاپ شد و داغ داغ رفتم تحویل گرفتم، ذوق وصف ناشدنی را تجربه کردم. طرح جلد و صفحاتش، بوی رنگ و کاغذش و گرمی کاغذهایش را دقیقا در خاطر دارم.

هنوزم عاشق طراحی نشریه ام فقط سبک آن تغییر کرده و حالا وب سایتم نقش نشریه را بازی می کند، شاید هم فرصتی هم فراهم شد و باز هم در آینده طراحی نشریه کاغذی را پیش گرفتم.

.

۶

استفاده از آن دوره آنلاین، انقلابی در ذهنم ایجاد کرد. فهمیدم باید مدل ذهنی ام را در مورد شیوه یادگیری ام تغییر دهم.

 استفاده از آموزش مجازی، نسبت به کارگاهی که رفته بودم، برام چند تا مزیت داشت:

۱- انعطاف از نظر زمان و مکان؛ هر وقت وقت و انرژی داشتم سراغ آموزش ها می رفتم و می توانستم گاهی یک ربع وقت بذارم و گاهی چندین ساعت.

۲- امکان تکرار و کنترل دوره؛ می توانستم بارها و بارها بخشی از آموزش که پیچیده بود را تکرار کنم. همچنین بخش هایی که روی آن تسلط داشتم را با یک کلیک جلو می زدم.

۳- آزادی عمل در انتخاب دوره؛ در چند سایت سرچ می کردم و می توانستم از بین چند دوره با توجه به مشخصات مدرس، سرفصل های آن  و سایر ویژگی هایش دست به انتخاب بزنم و بهترین گزینه را با توجه به نیازم انتخاب کنم.

.

۷

از آن به بعد بیشتر سرچ می کردم. با یوتیوب و چندین منبع خوب دیگر آشنا شدم و دیگر با سرعت و انعطاف بیشتری مهارت هایی که دنبالشان بودم را در حیطه های مختلف یاد می گرفتم و لذت می بردم.

مقصودم از این مقایسه این نیست که که آموزش آنلاین، جایگزین سایر شیوه های یادگیری است، ولی معتقدم باید دوره های آنلاین را جز سبد یادگیری مان قرار دهیم. هنوز هم از کارگاه ها و کلاس های حضوری استفاده می کنم اما خب محدودتر و فقط زمان هایی که دوره خاصی است یا مدرس تخصص و دانش ویژه و به روزی دارد که از طریق دیگری دستیابی به آن ممکن نیست.

.

۸

خب، رشته ام تکنولوژی آموزشی بود. سال دوم دانشگاه، بعد از یاد گرفتن چند نرم افزار کاربردی رشته مان با همین شیوه و کمابیش مطالعه کتاب های تخصصی، وارد فضای کار شدم. اولین تجربه ام کار در شرکتی بود که روی آموزش ریاضی به کودکان از طریق چندرسانه ای های تحت وب کار می کرد.

هشت ماهی که آنجا به صورت پاره وقت کار کردم، برایم تجربه درخشانی بود. مدیر شرکت آقای مولوی عضو سایت لیندا بود و به ما هم دسترسی داده بود تا هر وقت دوست داریم وارد این سایت شویم و دوره های آنلاینش را ببینیم. از طریق لیندا هم با کلی مطالب جدید آشنا شدم و بیشتر از آن از شیوه طراحی سایت و فیلم هایشان ایده گرفتم.

.

۹

خلاصه اینکه، آموزش آنلاین برای من یادآور کلی حس و حال خوب است،

آموزش آنلاین به من کمک کرد تا در نقاط عطف زندگیم، رشد کنم.

از طرفی زندگی فردی، تحصیلی و شغلی من از سال ۹۱ با آموزش آنلاین گره خورده است و حالا دوست دارم در باره اش بیشتر بنویسم.

نوشتن درباره آموزش آنلاین، به من کمک می کند:

تشویق شوم با جدیت بیشتری منابع جدید را دنبال کنم.

 با آدم هایی که دغدغه ای شبیه من دارند آشنا شوم.

احساس مولد بودن کنم و زکات علمم را بدهم.

.

امیدوارم مسیری که انتخاب کردم مثمر ثمر باشد…

The post چرا درباره آموزش آنلاین می نویسم؟ first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2020/05/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%a2%d9%86%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%9f/feed/ 1
تلوزیون آموزشی و کانکس! https://srazban.ir/2020/03/%d8%aa%d9%84%d9%88%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%b3/ https://srazban.ir/2020/03/%d8%aa%d9%84%d9%88%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%b3/#comments Mon, 23 Mar 2020 14:19:54 +0000 http://somayerazban.ir/?p=1657   شب گذشته در صفحه اینستاگرامم تبادل نظری در باب راهکارهای عملیاتی برای عبور آموزش و پرورش از بحران کرونا، داشتیم. بنا به درخواست یکی از مدیران کارگروه آموزشی آموزش…

The post تلوزیون آموزشی و کانکس! first appeared on سمیه رزبان.

]]>
 

شب گذشته در صفحه اینستاگرامم تبادل نظری در باب راهکارهای عملیاتی برای عبور آموزش و پرورش از بحران کرونا، داشتیم.

بنا به درخواست یکی از مدیران کارگروه آموزشی آموزش و پرورش تهران، پیشنهاداتی را در این باره مکتوب کرده و آن ها را در صفحه ام به اشتراک گذاشتم، و از همه متخصصان حوزه آموزش، معلمان و والدین دعوت کردم تا نظرات خود را درباره این پیشنهادات مطرح کنند تا به کمک هم آنها را تکمیل و چکش کاری کنیم.

یکی از دوستان که به زعم بنده، از فعالان درجه یک حوزه آموزش هستند، نقدی بر پیشنهاداتم وارد کردند و گفتند: “جمع بندی شما شبیه کانکس برای یک زلزله زده است نه ساختن یک ساختمان مقاوم!”

از تعبیر زیبایی استفاده کردند و علت آن این بود که نیمی از پیشنهادات بنده، مربوط به بهبود تلوزیون آموزشی فعلی بود و ایشان اساسا با این برنامه های تلوزیونی مخالف هستند و معتقدند بازدهی ندارند.

تا حدودی حق با ایشان است ولی باید بافتی که در آن قرار گرفتیم را مروری کنیم و با توجه به آن چاره ای بیاندیشیم.

آنچه بر فعالان حوزه آموزش مسلم است، این واقعیت تلخ است که آموزش و پرورش ما سالها بنای خود را با مواد اولیه غیراستاندارد و ارزان، بدون توجه به استانداردهای ساخت و توسط افرادی بدون تخصص مرتبط بنا کرده است. دیوارهایی سست و کج و ماوجی که هر از گاهی بخش هایی از آن ریزش می کرد ولی موقتا ماله ای کشیده میشد و به لطف حضور خیّرین رفع میشد تا انشالله بعدا فکری شود. حالا زلزله ای به نام کرونا باعث فرو ریختن این بنا و نمایان شدن ایرادات بنیادین آن شده است.

حالا در تلاش است آوار بعد از زلزله را جمع کند و باز هم بدنبال راهکارهایی کوتاه مدت است تا دانش آموزان آواره نمانند! تلوزیون آموشی نقش کانکس های بعد از زلزله را دارند. کانکس در زمان و مکان مناسب خودش راهکاری به صرفه و معقول است برای فراهم کردن چهار دیواری حداقلی برای مردمی که آواره شدند، که در آن مدتی را سپری کنند تا بنایی مقاوم ساخته شود.

اما مشکل زمانی تشدید می شود که ساخت بناها به درازا بکشد یا فراموش شوند!! و مردم مجبور شوند، سرما، گرما، طوفان و سیل ها را در همین کانکس ها بگذرانند و رنج بکشند.

 استفاده از تلوزیون آموزشی هم در این روزها با توجه به دسترسی همگانی دانش آموزان، به صرفه و معقول است، ولی باید به موازات آن، به فکر ساختن بنایی مقاوم و اثاث کشی به آن باشیم. هرگز نمی توانیم از این رسانه توقع داشته باشیم رسالتی به این بزرگی (آموزش) را به دوش بکشد. نقش تلوزیون در بهترین حالت ارائه اطلاعات است.

در نظرسنجی مخاطبان گرامیم نیز با من هم عقیده بودند که باید هر چه زودتر ساخت بنای مقاوم را آغاز کرد. باید بستری جامع و تخصصی را برای آموزش الکترونیکی فراهم کرد.

سایت جامعی که توسط متخصصین حوزه آموزش طراحی شود و در آن معلمان و دانش آموزان تعامل داشته باشند، کلاس های آنلاین برگزار شود، منابع آموزشی مثل انیمیشن، فیلم، تصویر و متن به طور منجسم در آن به اشتراک گذاشته شود، تمرین و بازخوردها در آن انجام شود و خلاصه مرجعی یکپارچه و جامع برای آموزش دانش آموزانمان باشد.

تعدادی از دوستان خسته و ناامید گفتند، اینها همه شوآف است و بعد از این بحران دوباره آش همان آش است و کاسه همان کاسه. نمی دانم… شاید هم…

ولی دوست دارم امیدوار باشم. دوست دارم فکر کنم کرونا تلنگری است که تصمیم گیرندگان حوزه آموزش را به فکر وا داشته است و حال در اندیشه اجرای طرح های بلند مدت اند. به فکر فراهم ساختن محیط های یادگیری غنی، جذاب و منعطف برای دانش آموزان زیر نظر متخصصان آموزش تراز اول کشور و با تاسی از تجربیات آموزشی کشورهای موفق در این حوزه، همان بنایی که دیگر با هیچ زلزله ای فرو نریزد.

آرزو که بر جوانان عیب نیست. هست؟!

 

 

The post تلوزیون آموزشی و کانکس! first appeared on سمیه رزبان.

]]>
https://srazban.ir/2020/03/%d8%aa%d9%84%d9%88%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%b3/feed/ 2